تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

آفتاب

كوير تشنه‌ام ، معناى آبى * به شب‌هايم ، نگاه ماهتابى براى ظلمت انديشه‌هايم * تو چشمِ روشن صد آفتابى

باغ بهار

گلم من ، چيدنى هستم ، كجايى ؟ * چو گل بوييدنى هستم ، كجايى ؟ مثال باغ پربار بهارى * هنوزم ديدنى هستم ، كجايى ؟

هراس

صداى خستهء تو روح آب است * كلامت جادوى شعر و شراب است من از چشم سياهت مىهراسم * كه جولانگاه صد اندوه ناب است

محبّت

مرا مىخواندى از آن‌سوى فرياد * تو را مىخواستم از نغمهء باد نگاهت گرچه دور از چشم من بود * به من درس محبّت ياد مىداد

گل ياد

سحر ، آهسته مىخنديد خورشيد * كنارش چشمه‌هاى شاد امّيد مثال شبنم پاك بهارى * گل ياد تو از چشمم تراويد

دل

تو را با جان مقابل مىنويسم * قلم گر نيست ، با گل مىنويسم براى چشم‌هاى مهربانت * دو خطّ از آيهء دل مىنويسم