آفتاب
كوير تشنهام ، معناى آبى * به شبهايم ، نگاه ماهتابى
براى ظلمت انديشههايم * تو چشمِ روشن صد آفتابى
باغ بهار
گلم من ، چيدنى هستم ، كجايى ؟ * چو گل بوييدنى هستم ، كجايى ؟
مثال باغ پربار بهارى * هنوزم ديدنى هستم ، كجايى ؟
هراس
صداى خستهء تو روح آب است * كلامت جادوى شعر و شراب است
من از چشم سياهت مىهراسم * كه جولانگاه صد اندوه ناب است
محبّت
مرا مىخواندى از آنسوى فرياد * تو را مىخواستم از نغمهء باد
نگاهت گرچه دور از چشم من بود * به من درس محبّت ياد مىداد
گل ياد
سحر ، آهسته مىخنديد خورشيد * كنارش چشمههاى شاد امّيد
مثال شبنم پاك بهارى * گل ياد تو از چشمم تراويد
دل
تو را با جان مقابل مىنويسم * قلم گر نيست ، با گل مىنويسم
براى چشمهاى مهربانت * دو خطّ از آيهء دل مىنويسم