تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
گرفت ، سرانجام پس از هشت سال شكايت و دربه‌درى تبرئه شد ، امّا ادارهء آموزش و پرورش بدون جهت او را بازنشسته كرد ، وى ناگزير در داروخانه‌اى به كار پرداخت و به علّت حق‌كشىها و ناسپاسىها و دلتنگى از اوضاع زمانه ، با فروش باغ پدرى در سال 1369 عازم آمريكا شد و در كنار دختران و نوه‌هايش بزيست و به همكارى با بعضى از مطبوعات پرداخت و در سال 1377 مجموعه دوبيتىهايش بنام « شِكوه » در آمريكا چاپ شد و برخى از آثارش در مجلّهء « عاشقانه » تكزاس و « دفتر هنر و ميراث ايران » در نيوجرسى به چاپ مىرسيد . در سال 1379 مجموعه تضميناتش بنام « پرواز با ستارگان » طبع و نشر گرديد . حبيب در شعر كلاسيك و گاهى در شعر نو طبع‌آزمايى مىكند . نمونه‌هاى زير از آن جمله مىباشد .

آينه شكست

دلم به ناز رُبودى و پس كناره گرفتى * قرار و طاقتم از كف به يك اشاره گرفتى تو باغ جان مرا چون نسيم تازه نمودى * نوازشم ننموده ، ز من كناره گرفتى ! سرم به زانوى غم خوش نهاده‌اى جانا * به آبشار سرشكم ره نظاره گرفتى هماى بختمند من اى پركشيده ز بامم * مكان به كوى كه اكنون تو ماه‌پاره گرفتى ؟ به ناز و غمزه بگفتا كه چون ستارهء بخت * شكسته آينه‌ات ، بختِ بىستاره گرفتى

سرمهء عشق

دل اسير گل رخسار تو زيبا مىشد * هر بهارى كه گل غنچه شكوفا مىشد جان ز تن مىشد و فردوس عيان مىگرديد * محو سيماى تو هر ديدهء بينا مىشد سبزه شاداب شد از شبنم پاك دم صبح * غنچه همراه نسيم غاليه‌پيما مىشد باد مشّاطه‌گر از دشت چنان مىآمد * كه صنوبر به چمن رقص‌كنان پا مىشد چشمه آيينهء افلاك شده روى زمين * مطلع عشق در اين آينه پيدا مىشد