گرفت ، سرانجام پس از هشت سال شكايت و دربهدرى تبرئه شد ، امّا ادارهء آموزش و پرورش بدون جهت او را بازنشسته كرد ، وى ناگزير در داروخانهاى به كار پرداخت و به علّت حقكشىها و ناسپاسىها و دلتنگى از اوضاع زمانه ، با فروش باغ پدرى در سال 1369 عازم آمريكا شد و در كنار دختران و نوههايش بزيست و به همكارى با بعضى از مطبوعات پرداخت و در سال 1377 مجموعه دوبيتىهايش بنام « شِكوه » در آمريكا چاپ شد و برخى از آثارش در مجلّهء « عاشقانه » تكزاس و « دفتر هنر و ميراث ايران » در نيوجرسى به چاپ مىرسيد . در سال 1379 مجموعه تضميناتش بنام « پرواز با ستارگان » طبع و نشر گرديد .
حبيب در شعر كلاسيك و گاهى در شعر نو طبعآزمايى مىكند . نمونههاى زير از آن جمله مىباشد .
آينه شكست
دلم به ناز رُبودى و پس كناره گرفتى * قرار و طاقتم از كف به يك اشاره گرفتى
تو باغ جان مرا چون نسيم تازه نمودى * نوازشم ننموده ، ز من كناره گرفتى !
سرم به زانوى غم خوش نهادهاى جانا * به آبشار سرشكم ره نظاره گرفتى
هماى بختمند من اى پركشيده ز بامم * مكان به كوى كه اكنون تو ماهپاره گرفتى ؟
به ناز و غمزه بگفتا كه چون ستارهء بخت * شكسته آينهات ، بختِ بىستاره گرفتى
سرمهء عشق
دل اسير گل رخسار تو زيبا مىشد * هر بهارى كه گل غنچه شكوفا مىشد
جان ز تن مىشد و فردوس عيان مىگرديد * محو سيماى تو هر ديدهء بينا مىشد
سبزه شاداب شد از شبنم پاك دم صبح * غنچه همراه نسيم غاليهپيما مىشد
باد مشّاطهگر از دشت چنان مىآمد * كه صنوبر به چمن رقصكنان پا مىشد
چشمه آيينهء افلاك شده روى زمين * مطلع عشق در اين آينه پيدا مىشد