تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
آه . . . كو بارش بارانى ؟ كه غبار محنت ايّام را ، شست‌وشو دهد . و دامن سبزى ، كه سر بر آن نهاده ، ستاره را نظاره كنم . دانه افشاندن چه سود ، در شيار كوير كاين دشت سال‌هاست در ماتم سبزى موى ز رخساره كنده است . زلال آرامش بىانتها را خواب بايد ديد ، اگر انديشه را وسعتى باشد . بىخبرى به پهناى شب ، سفره گسترده است و شامى جز سكوت وعده نمىدهد چگونه بر لب اين سفرهء سياه ، نور بجويم كه آينه‌ها سو گيرند .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 467 | سيد محمد باقر برقعى