تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
در خصوص حافظشناسى ، گوياى آن است كه در مطبوعات به چاپ رسيده است . مهندس جمالى قريب سى سال است كه در دستگاه ادارى انجام‌وظيفه مىكند و آخرين سمت او قائم مقام ادارهء كلّ منابع طبيعى استان زنجان ( وابسته به سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور ) مىباشد . وى به همان اندازه كه در كار ادارى خود از چهره‌هاى موفّق به شمار مىرود و به علّت خصوصيّات اخلاقى و ملكات فاضله‌اش مورد محبوبيّت و احترام مىباشد . جمالى شاعرى غزل‌سرا است و در سرودن غزل از توانايى كامل برخوردار مىباشد . نگارنده جز در قالب غزل از او شعرى نديده‌ام .

خستهء انتظار

مُشك تتار زلفِ تو ، دستِ نسيم شانه‌ات * گل ز رخ تو رونقى ، يافته در زمانه‌ات گرچه گرفته رنگ خود ، وام چمن ز چشمِ تو * جلوهء آن كجا و اين ، جلوهء جاودانه‌ات من به فداى ناز تو ، گاه عنايتى بكن * سخت گرفته اين زمان ، طفلِ دلم بهانه‌ات قصّهء غصّهء مرا ، خوانده ز ياد بُرده‌اى * ليك هنوز هم بوَد ، وردِ لبم فسانه‌ات جسم من از فراق تو ، زخمى تازيانه‌ها * زخمى خود چه مىزنى ، باز به تازيانه‌ات ؟ چلچلهء مهاجرم ! بادِ بهار مىوزد * فكر فرود را مكن ، قلبِ من آشيانه‌ات بخت به خواب رفته را ، وعدهء سعد مىدهد * خندهء دلگشاى تو ، عشوهء عاشقانه‌ات خستهء انتظار تو ، رنج به سر نمىرسد * تا كه نبوسد آن لبت ، سر ننهد به شانه‌ات مژدهء وصل مىدهد ، بوىِ تو در مشامِ من * آمده است كاروان ، يافته‌ام نشانه‌ات « 1 »

اميد محال

تو عكس ماه در آغوشِ بركه‌هاى زلالى * تو دلپذيرترين نقش‌ها به خواب و خيالى
هامش
( 1 ) - بيت ناظر است به آيهء 94 از سورهء يوسف ، كه مىفرمايد :« وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ ».