در خصوص حافظشناسى ، گوياى آن است كه در مطبوعات به چاپ رسيده است .
مهندس جمالى قريب سى سال است كه در دستگاه ادارى انجاموظيفه مىكند و آخرين سمت او قائم مقام ادارهء كلّ منابع طبيعى استان زنجان ( وابسته به سازمان جنگلها و مراتع كشور ) مىباشد . وى به همان اندازه كه در كار ادارى خود از چهرههاى موفّق به شمار مىرود و به علّت خصوصيّات اخلاقى و ملكات فاضلهاش مورد محبوبيّت و احترام مىباشد .
جمالى شاعرى غزلسرا است و در سرودن غزل از توانايى كامل برخوردار مىباشد .
نگارنده جز در قالب غزل از او شعرى نديدهام .
خستهء انتظار
مُشك تتار زلفِ تو ، دستِ نسيم شانهات * گل ز رخ تو رونقى ، يافته در زمانهات
گرچه گرفته رنگ خود ، وام چمن ز چشمِ تو * جلوهء آن كجا و اين ، جلوهء جاودانهات
من به فداى ناز تو ، گاه عنايتى بكن * سخت گرفته اين زمان ، طفلِ دلم بهانهات
قصّهء غصّهء مرا ، خوانده ز ياد بُردهاى * ليك هنوز هم بوَد ، وردِ لبم فسانهات
جسم من از فراق تو ، زخمى تازيانهها * زخمى خود چه مىزنى ، باز به تازيانهات ؟
چلچلهء مهاجرم ! بادِ بهار مىوزد * فكر فرود را مكن ، قلبِ من آشيانهات
بخت به خواب رفته را ، وعدهء سعد مىدهد * خندهء دلگشاى تو ، عشوهء عاشقانهات
خستهء انتظار تو ، رنج به سر نمىرسد * تا كه نبوسد آن لبت ، سر ننهد به شانهات
مژدهء وصل مىدهد ، بوىِ تو در مشامِ من * آمده است كاروان ، يافتهام نشانهات « 1 »
اميد محال
تو عكس ماه در آغوشِ بركههاى زلالى * تو دلپذيرترين نقشها به خواب و خيالى
هامش
( 1 ) - بيت ناظر است به آيهء 94 از سورهء يوسف ، كه مىفرمايد :« وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ ».