تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
با قلب پرطپش سوى تو پَر كشم .

قصّهء غصّهء هجر

قصّهء هجر تو را بنوشتم به كتابى كه ربودش گل يخ و به تذهيب هزاران فرياد آيت هر ورقش اشكى بود . غصّهء هجر تو امّا به دل تنگ من است

غم خنده

به‌سان تك‌گل سرخ خزانى دلم مىگيرد از غم خنده‌هايم به نجواى سرودى مىنشينم : صداقت را كدامين تيشه بر ريشه‌اش زد به يغماى كدامين باد بنشست به ژرفاى كدامين عمق پيوست به پژواك كدامين صوت تن داد آه ! دلم مىگيرد از غم خنده‌هايم .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 454 | سيد محمد باقر برقعى