تنها دلنواز
غم هجر تو را چون چاره سازم * چهسان با درد مهجورى بسازم
مرا صد مرگ به زين زندگانى * تويى تنها ، تو تنها دلنوازم
غم فراق
ترسم غم فراق تو ديوانهام كند * شبزندهدار و همدم پروانهام كند
ترسم كه آتش غم عشقت به جان شرر * آنسان زند كه ساكن ويرانهام كند
عشق و وصل
باز آى و گرد غم از چهرهام بشوى * ديگر ز تلخواژهء هجران سخن مگوى
اى از خدا طلب نموده تو را با دو صد دعا * با ما ز عشق و وصل و محبّت سخن بگوى
در چشم شهلا
تو را در نيمهشبها مىتوان ديد * سحر را با تو تنها مىتوان ديد
سپيده سر زده از چشم بىخواب * تو را در چشم « شهلا » مىتوان ديد
گل اميد
آن شب ز داغ لاله تنها گريستم * در ماتم فراق تو دريا گريستم
شبنم صفت سپيدهدمان اى گل اميد * بر دامن بنفشهء صحرا گريستم
دختر باران
« من دختر بارانم
تلطيف خزههاى مخملفام ديوارهاى گلى
من دختر گلهاى اطلسى
انبوه زيباى اقاقيا