تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
رايحهء خوش ياس تلون پردوام شمدانى . من دختر سربه‌گريبان نرگسم كبودى بنفشه بر گونه‌ام فرياد دردهاست خون‌رنگى گلبرگ‌هاى شقايق از داغ نافرجام سينه‌ام من با سفال‌هاى گِلين بام رازها دارم . »

خيال

در خيالم مىسپارم ره به‌سوى جادهء شالى و عطر چاى بُعد سبز بىقرارىها در جمود لحظه‌هاى سرد و خوف‌انگيز حس لبريزيست ، عشق تو در حريم كوچك قلبم ، واژهء شيرين لبخند است ديدارت .

شعر عاطفه

چرا چو ابر نبارم به دشت پونهء وحشى كه عطر نرم رهايى بگسترد ز وجودش چرا چو نى نخروشم نفير حزن و شعف را