انتظار
فروغ ديده من ، چلچراغ خانهء من * دوباره ديدن رويت بود بهانهء من
صداى هر قدمت را به گوش جان شنوم * بيا كه نام تو جاريست در ترانهء من
دلم گرفته از هر غروب پاييزيست * سرشك و گونهء زردم بود نشانهء من
صفاى عاطفهات عمق پاك درياهاست * دمى چو موج فرود آى در كرانهء من
نيامدى كه ببينى چه شام تاريكيست * هزار شيونِ غم ، نغمهء شبانهء من
به انتظار تو اى بىتو جان رسيده به لب * فروچكيد ز چشم ، اشك دانه دانهء من
تويى بهانهء بودن ، تويى بهانهء گفتن * فروغ ديدهء من ، چلچراغ خانهء من
در بارگاه عشق
من تشنهتر از پيشم ، بيگانه ز هر خويشم * سوداى تو در جانم ، رحمى به دلريشم
گفتند كه سلطانى ، حال دل من دانى * در بارگه عشقت ، من مفلس و درويشم
چشمبهراه
برگرد اميدم ! كه تو را چشم به را هم * بر جادهء بنبست زمان مانده نگاهم
نرگس به دو صد جلوه ولى سربهگريبان * من غرقه به عشق تو به صد ناله و آهم
صداى پا
دوباره غمزده دل را نواى ساز تو بايد * بيا ! كه تكيهء امنى به شانههاى تو شايد
به اشك شوق بشويم ، غبار چهرهء زردم * بدان دمى كه ز كوچه صداى پاى تو آيد
جادوى نگاه
وقت است در رؤياى خود نقش تو را ديدن * از باغ رخسارت گُل صدبرگ را چيدن
انديشهام مسحور جادوى نگاه دوست * و آن لحظههاى شوق را در دل پسنديدن