تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

انتظار

فروغ ديده من ، چلچراغ خانهء من * دوباره ديدن رويت بود بهانهء من صداى هر قدمت را به گوش جان شنوم * بيا كه نام تو جاريست در ترانهء من دلم گرفته از هر غروب پاييزيست * سرشك و گونهء زردم بود نشانهء من صفاى عاطفه‌ات عمق پاك درياهاست * دمى چو موج فرود آى در كرانهء من نيامدى كه ببينى چه شام تاريكيست * هزار شيونِ غم ، نغمهء شبانهء من به انتظار تو اى بىتو جان رسيده به لب * فروچكيد ز چشم ، اشك دانه دانهء من تويى بهانهء بودن ، تويى بهانهء گفتن * فروغ ديدهء من ، چلچراغ خانهء من

در بارگاه عشق

من تشنه‌تر از پيشم ، بيگانه ز هر خويشم * سوداى تو در جانم ، رحمى به دل‌ريشم گفتند كه سلطانى ، حال دل من دانى * در بارگه عشقت ، من مفلس و درويشم

چشم‌به‌راه

برگرد اميدم ! كه تو را چشم به را هم * بر جادهء بن‌بست زمان مانده نگاهم نرگس به دو صد جلوه ولى سربه‌گريبان * من غرقه به عشق تو به صد ناله و آهم

صداى پا

دوباره غم‌زده دل را نواى ساز تو بايد * بيا ! كه تكيهء امنى به شانه‌هاى تو شايد به اشك شوق بشويم ، غبار چهرهء زردم * بدان دمى كه ز كوچه صداى پاى تو آيد

جادوى نگاه

وقت است در رؤياى خود نقش تو را ديدن * از باغ رخسارت گُل صدبرگ را چيدن انديشه‌ام مسحور جادوى نگاه دوست * و آن لحظه‌هاى شوق را در دل پسنديدن
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 450 | سيد محمد باقر برقعى