تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
بهر تكريمش برپاست اگر چرخ ، ولى * پى تعظيم درش ، پشت نه افلاك خم است اصم است اى پى تحميدش هر كاو ناطق * ناطق است از در تحميدش هر كاو اصم است گو به ياد دل رادش بنگر در تن پاك * اى كه در كوه دماوند نديدى كه يم است

ترك خطا و ترك ختا

گفتم كه مگر ز زلف آن ترك ختا * باز آيد و با ما بكند ترك خطا زد ناله دل از درون كه « جدّا » هيهات ! * هرگز نكند ترك خطا ، ترك ختا

سيب آر !

سىبار بگفتمت كه سىبار مرا * از باغ وصالت دوسه سيب آر مرا سىبار بگفتم و نياوردى سيب * اى كرده خلاف وعده سىبار مرا

سه بوسه

هزار مرتبه به‌به از اين لب شكرينت * الهى آنكه نباشد اجل به قصد كمينت دلم ز وصل تو دارد سه بوسه‌اى به تمنّا * اوّل ز غبغب و دوّم ز لب ، سوّم ز جبينت

وصال دوست

شب‌هاى دراز بىمن‌ات روز مباد ! * بعد از من و تو بهار و نوروز مباد ! آن شب كه مرا وصال تو دست دهد * تا صبح قيامت دگرم روز مباد !

اى واى !

ديدى كه ز درد عشق زارم كُشتى * كز دست فراق ، بىقرارم كُشتى اى واى ! نكشتىام به يك‌بار مرا * در هر نفسى هزار بارم كُشتى