تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

تأسف بر گذشته

افسوس كه در عمر دلى شاد نكرديم * از عاقبت كار دمى ياد نكرديم دستى به سر طفل يتيمى نكشيديم * از بند ندامت يكى آزاد نكرديم در دام هوا و هوس خويش گرفتار * هيهات كه انديشهء صياد نكرديم بر مكنت و برسيم و زر خويش فزوديم * در اين راه زموم چه بيداد نكرديم استاد ازل داد ما درس محبت * در عين توان مدرسه ايجاد نكرديم تزوير و ريا سايه فكندست ز بالا * ما هيچ تدبر پى بنياد نكرديم بس قصهء شيرين بشنيديم ولى حيف * ياد از كشش و كوشش فرهاد نكرديم شغل همگى اهل عمل ، واسطگى شد * در شيوهء توليد كس ارشاد نكرديم « ثابت » همه سهل است در اين معركه فكرى * بر پاسخ پرسشگر ميعاد نكرديم

دايرهء عشق

تا ديدهء من بر گل رخسار تو افتاد * مفتون شد و شيدا و گرفتار تو افتاد ديوانه شدم ، مست شدم ، جامه دريدم * هركس كه مرا ديد خريدار تو افتاد تقصير دل غافل و هرجائى من بود * اين‌سان سبب گرمى بازار تو افتاد تنها نه من اين‌گونه گرفتار تو گشتم * هرجا كه شدى ، خلق گرفتار تو افتاد با هركه ز اوصاف تو تعريف نموديم * بر دل هوس و حسرت ديدار تو افتاد هرجا كه روى جمله به دنبال تو باشند * شيداگى من علت آزار تو افتاد اى كاش كه رخساره ز اغيار بپوشى * اين مشكل من هست كه در كار تو افتاد خلق‌اند به دنبال تو و بس نگرانم * مقبول گر از عاشق بسيار تو افتاد در دايرهء عشق تو من نقطهء « ثابت » * تا بودى من در خط پرگار تو افتاد