تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
و غروب بر شناه‌هاى من مىريزد امشب را بدون چشم‌هايت ؟ ! چه يلدايى ؟ !

كوچ

شب از كوچه گذشت و پرستوها از كوچ بازگشتند و من هنوز دست‌هاى كريم تو را مىجويم اى خوب ! اى تمامت دنيايى ! بىقرارىام را سر به ديوار نهاده‌ام بيا ! بيا كه كبوتران انتهاى مرا پيش‌بينى كرده‌اند .

آرزوى قشنگ

مىخواهم سبز بايستم چنان درختان و سرخ بميرم چنان‌كه شهيدان آرى چه سرگذشت قشنگى است سبز سرخ . . .