تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

[ ت ]

تبريزى ( 1317 )

عليرضا تبريزى ، فرزند محمّد در سال 1317 هجرى شمسى در تهران از مادر زاد و در اين شهر نشو و نما يافت . تحصيلات ابتدايى و متوسّطه را در همين شهر به انجام رسانيد ، ازآن‌پس راهى دانشگاه شد و در رشتهء زبان و ادبيّات فارسى به تحصيل ادامه داد و به اخذ درجهء ليسانس توفيق يافت . تبريزى از آغاز جوانى به شعر و شاعرى پرداخت و چون داراى قريحه‌اى بارور و استعداد كافى بود ، در انجمن‌هاى ادبى تهران شركت جست و سال‌ها خود نيز دبير انجمن آذرابادگان و انجمن ادبى ايران و تركيه را عهده‌دار بود و آثارش در نشريّات و مجلّات و برخى از تذكره‌ها طبع و نشر گرديد . تبريزى بااين‌كه شاعرى تواناست و شعرش جذّاب و دلنشين است ، امّا به شاعرى كمتر تظاهر مىكند . وقتى از او شرح‌حالى خواستم ، تنها سطور زير را برايم نوشت و ارسال داشت : « در شهر تهران از مادر بزادم ، پنجاه و اند بهار مقرون به حسرت بر من گذشت كه هر بهار نقش آخرين پاييزى ماتم‌خيز در خاطرم بود و هر تير حادثه‌اى كه از شست كمانگير فلك بركشيده در جانم نشست و هر خار نامرادى كه از شوره‌زار هستى دميده در دلم شكست و بدين منوال است كه از خاطرات گذشته جز ياد حسرت يادگارى ندارم و از آنجا كه در بحر بيكران وجود ، گوهرى شفّاف‌تر از اشك و خوشرنگ‌تر از خون
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 226 | سيد محمد باقر برقعى