در ازدحام ناله و فريادهاى سرد * تنها سكوت كوبهء در ماند و ديگر هيچ
در هجرت غمگين گلها از نگاه باغ * زخم تبر ، سهم صنوبر ماند و ديگر هيچ
دوبيتىها رنگ پاييز
دلم از درد لبريز است بىتو * حضورم حسرتآميز است بىتو
تمام آرزوهاى دل من * به رنگ فصل پاييز است بىتو
كاش !
شبى مثل شقايق مىشدم كاش ! * دوباره آه عاشق مىشدم كاش !
نگاه آبى و دريايىات را * شبى آهنگ قايق مىشدم كاش !
قفس
اگر در سينهام ناى نفس نيست * به هر سو مىروم ، فريادرس نيست
نشستم انتظار ، امّا در اين دشت * قفس هست و صدايى در قفس نيست
تصوير مردم
غمم تصوير مردم بود ، مردم ! * دلم بين شما گم بود ، مردم !
ميان دستهاى نااميدى * نگاهم در تلاطم بود ، مردم !
معناى بارش
نگاهى را نيايش مىشدى كاش ! * دلى را غرق خواهش مىشدى كاش !
براى خشكسالىِ دل من * شبى معناى بارش مىشدى كاش !