شايد تو هم قرينهء من باشى .
بارى ،
در ذهن پرگلايهء خود
بسپار
نام مرا ، كه بىمن
پامال مىشوى
در ملتقاى حادثه و سنگ
هشدار ! اى طليعهء جارى
راز خلود تو
در سينهء بلاكش من
جا گرفته است .
از مجموعهء سرودهاى امپراطورى آواز سرود سوّم
گلو به تيغ تو
سپردهام
بهسان برّهاى معصوم
در اين برهوت بىبرگشت
در اين قربانگاه
بىهيچ بلوغ ضجّهاى
كه درآيد از گلوگاهم
و شادمانه ، مىخواهم
كه مقتلم
ترانه خانهء كوچكى