حادثه و سنگ
پامال مىشوى
در ملتقاى حادثه و سنگ
آنسان كه گيسوان
طربناك سنبله
دربارش مداوم
رگبار هر تگرگ
* آيينهام
تمام وجود تو
در من شكفته است
هشدار
در عصر پرصلابت آهن
بىمن ،
در اين تطاول محتوم
تاراج مىشوى
آنسان كه هر شكوفه
از شاخه شاخه موى
موّاج هر درخت
من سينهام پناه دماوند دردهاست
هر لحظه در شتاب گريزان عقربه
دردم به روى درد
تلنبار مىشود