تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
عهد كردم نروم در پى دل ، امّا باز * شوق وصلت به سرم شور دگر اندازد برق غيرت كشدم يا غم هجر تو مرا * چون ببينم دگرى بر تو نظر اندازد

انتظار سرنوشت

روز و شب در انتظارم ، انتظار سرنوشت * چون رقم زد روزگارم ، روزگار سرنوشت هر گل سرخى كه مىرويد ، خزان آرد بهار * هم خزان دارد جهان ، هم نوبهار سرنوشت خامه‌دار اين جهان بر سرنوشتم خامه زد * بىتفاوت نگذرم من از كنار سرنوشت هرچه را آيد خوش آيد ، سرنوشتم اين بود * مىكشم بر دوش خود اين كوله‌بار سرنوشت دل نمىبندم به دنيا چون كه دنيا فانى است * هستى عالم شود گم در غبار سرنوشت گردش گردون نمىماند به كام مرد حقّ * چون سر حلّاج مىماند به دار سرنوشت قادرى بر هرچه مىخواهى ، مكن آزار دل * دل شكستن كى بود قول و قرار سرنوشت كاوهء آهنگرى كو ؟ تا كه با كردار خويش * آبرو بخشد وقارش بر وقار سرنوشت ديدهء شب‌زنده‌دار من گواهى مىدهد * با دعاى نيمه شب‌ها در ديار سرنوشت با نيايش هايمان در نيمهء شب‌هاى تار * مىتوان از هم گسستن اعتبار سرنوشت تا گل زيبا نرويد ، باز كى پرپر شود * آفرين بر دشت تقدير و به كار سرنوشت

به مناسبت ميلاد امام رضا عليه السّلام گل بريز !

روز ميلاد است اى باد بهاران گل بريز ! * در قدوم حضرتش همراه ياران گل بريز ! اى مؤذّن ، نغمهء « اللّه اكبر » سر بده * بر سر و روى نگار روزه‌داران گل بريز ! آفتاب معرفت از شرق عشق آمد برون * اى درخت باغ دين ، از شاخساران گل بريز ! كوكب هفت آسمان و قبله‌گاه هشتمين * گشته گيتى از جمالش نورباران ، گل بريز ! مكتب توحيد از نام رضا زينت گرفت * اى صبا ، بر لاله‌زار گلعذاران گل بريز ! از گلستان نبىّ ، موسى الرّضا آمد پديد * پيش پاى ضامن آهو فراوان گل بريز !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 118 | سيد محمد باقر برقعى