غلامرضا تختى ، به قول خودش ورزش را بوسيد و كنار گذاشت و در سوك او مرثيتى سرود كه در مقطع آن مىگويد :
دشمنت كشت تو را خودكشى اعلام نمود * انتقام تو بگيريم از آن دشمن پست
و به خاطر همين بيت تحت تعقيب قرار گرفت و تصوير بزرگ تختى را هم كه در مغازهاش نصب كرده بود ، گرفتند .
پرهيزكار از بيست و دوسالگى قريحهء شعر در او بيدار گرديد و به سرودن شعر پرداخت . بااينكه از سواد كافى برخوردار نيست ، امّا اشعارش از لطف و جاذبهاى خاص برخوردار است . وى در انواع شعر طبعآزمايى كرده و چون به ائمهء اطهار عليهم السّلام اخلاص كامل دارد ، اشعار زيادى در مدح و منقبت خاندان پيامبر سروده است .
پرهيزكار در سال 1348 ازدواج كرد و ثمرهء آن هشت فرزند مىباشد به نامهاى :
نيلوفر - ايمان - پيمان ( در نيروى هوايى ) ، آذردخت ( دانشجوى دانشگاه اصفهان ) ، نرجس ( پيشدانشگاهى ) ، نسرين ( دبيرستانى ) ، امين ( دبيرستانى ) ، نوشين ( دبستانى ) .
گلشن اميد
مهدى بيا بيا كه جهان انتظار توست * خلق جهان به قيمت جان در كنار توست
در انتظار روى تو اى گلشن اميد ! * پروانهوار قلب همه بىقرار توست
اى گلشن هميشه بهار ، اى طلايهدار ! * معيار عشقورزى ما ، در عيار توست
خون شهيد عشق تو را مىدهد نويد * پاكان اين ديار همه جان نثار توست
دنيا به احترام تو ايجاد كرده حقّ * ليل و نهار بارقهاى از وقار توست
قرآن كه آيه آيهء آن رهگشاى ماست * در بين مسلمين سند افتخار توست
نام تو بر كتيبهء دلها نوشتهاند * هر نغمهاى كه مىشنوم از هزار توست
اى صاحب شريعت دين نبى ! بيا * زيراكه عدل در كنف ذو الفقار توست
چندين بهار آمد و چندين بهار رفت * خرّمدلى كه خرّمىاش از بهار توست
« پرهيزكار » مهدى موعود ما كجاست ؟ * آرى ، هميشه در بر و اندر كنار توست