تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
غلامرضا تختى ، به قول خودش ورزش را بوسيد و كنار گذاشت و در سوك او مرثيتى سرود كه در مقطع آن مىگويد :
دشمنت كشت تو را خودكشى اعلام نمود * انتقام تو بگيريم از آن دشمن پست
و به خاطر همين بيت تحت تعقيب قرار گرفت و تصوير بزرگ تختى را هم كه در مغازه‌اش نصب كرده بود ، گرفتند . پرهيزكار از بيست و دوسالگى قريحهء شعر در او بيدار گرديد و به سرودن شعر پرداخت . بااين‌كه از سواد كافى برخوردار نيست ، امّا اشعارش از لطف و جاذبه‌اى خاص برخوردار است . وى در انواع شعر طبع‌آزمايى كرده و چون به ائمهء اطهار عليهم السّلام اخلاص كامل دارد ، اشعار زيادى در مدح و منقبت خاندان پيامبر سروده است . پرهيزكار در سال 1348 ازدواج كرد و ثمرهء آن هشت فرزند مىباشد به نامهاى : نيلوفر - ايمان - پيمان ( در نيروى هوايى ) ، آذردخت ( دانشجوى دانشگاه اصفهان ) ، نرجس ( پيش‌دانشگاهى ) ، نسرين ( دبيرستانى ) ، امين ( دبيرستانى ) ، نوشين ( دبستانى ) .

گلشن اميد

مهدى بيا بيا كه جهان انتظار توست * خلق جهان به قيمت جان در كنار توست در انتظار روى تو اى گلشن اميد ! * پروانه‌وار قلب همه بىقرار توست اى گلشن هميشه بهار ، اى طلايه‌دار ! * معيار عشق‌ورزى ما ، در عيار توست خون شهيد عشق تو را مىدهد نويد * پاكان اين ديار همه جان نثار توست دنيا به احترام تو ايجاد كرده حقّ * ليل و نهار بارقه‌اى از وقار توست قرآن كه آيه آيهء آن رهگشاى ماست * در بين مسلمين سند افتخار توست نام تو بر كتيبهء دل‌ها نوشته‌اند * هر نغمه‌اى كه مىشنوم از هزار توست اى صاحب شريعت دين نبى ! بيا * زيراكه عدل در كنف ذو الفقار توست چندين بهار آمد و چندين بهار رفت * خرّم‌دلى كه خرّمىاش از بهار توست « پرهيزكار » مهدى موعود ما كجاست ؟ * آرى ، هميشه در بر و اندر كنار توست
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 116 | سيد محمد باقر برقعى