جز تو در خاطر نمىگنجد مرا پيغمبرى * نقطهء دل چون پرِ پرگار نتوانم نشست
عاقبت سنگينى بار گنه پشتم شكست * نااميد ، اى محرم اسرار ! نتوانم نشست
روسياهم اى خدا ، بااينهمه شرمندگى * در حضور احمد مختار نتوانم نشست
در راه با خدا
در راه خداى ، نقد جان بايد داد * در بوتهء صبر ، امتحان بايد داد
خواهى كه شوى در دوجهان محرم دل * سر در ره دوست ارمغان بايد داد
عشق على
يا ربّ ! ز تهىدستى خود غمگينم * شيطان نكند رخنه مرا در دينم
اى بار گنه ، پشت من آزار مده * زيراكه بود عشق علىّ آيينم
سيّد لولاك
در نزد خدا ، سيّد لولاك علىّ است * نزد فقها معدن ادراك علىّ است
از بعد محمّد كه رسول الله است * تا بندهترين اختر افلاك علىّ است
كوكب احمد
تا بندهترين كوكب احمد زهراست * سرسلسلهء دين محمّد ، زهراست
در گلشن دين بلبل عاشق مىگفت : * در نزد خدا سرود سرمد زهراست
نور خدايى زهرا عليها السّلام
آيينهء ذات كبريايى ، زهراست * در كشور دل نور خدايى ، زهراست
از بعد پيمبر ، كه بود فخر بشر * خورشيد درخشان رهايى ، زهراست