تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

چه غم آلوده شبى

چه غم آلوده شبى شبى از دشنه و از دشمن پر گُرده‌ها زير فشار شب خم سينه‌ها از غم شب خسته و زار نه نسيمى ، نه نواى مهرى نه اميدى ، نه صداى پاكى شبى اين‌سان خاموش شبى اين‌سان خونين شبى اين‌سان ز كژانديشى پر در كدامين تاريخ مىتوان يافت دگر در همه خلوت اين شام سپاه كز سيا نوحهء زنها بدتر و ندرين ظلمت محض كه جدا مانده ز موج و نجوا كورسوئى نه ، شهابى نه ، سرابى هم نه به كدامين اميد ، مىتوان ديگر بود به كدامين فرياد مىتوان سينه سپرد به چنين تيره شبى نتوانى آويخت ژنده پيراهن خويش خشم طوفان مددى