نوبهار آيد
نوبهار آيد و گل بار آرد * باد صد بوسه ز دلدار آرد
يار ، يار آيد و پيمانه زند * آتش عشق در اين خانه زند
دست در دامن دلبر گيرى * مستى و عاشقى از سر گيرى
اين حجاب تو و جانان ريزد * از ميان تو و جان پرهيزد
آيد اميد و شود روشن روز * چشم دل پر شود از شعلهء روز
دوستان بر سر ميثاق آيند * همه جان در كف و مشتاق آيند
به همه پاكى و روشن رائى * به همان سادگى و زيبائى
تندرويى كه وفايش شده نام * نوبتى باز بيفتد در دام
آخر اين غم به سر آيد ناگاه * طى شود محنت اين روز سياه
يا رب از دفتر ايام بكن * ورق هجر پر از سوز و محن
روزگار خوش پيشين بازآر * وصل آن خسرو شيرين بازآر
الهى
الهى به مشتاقى عاشقان * به شيدائى و مستى بيدلان
الهى به دامان پاك بهار * به رخسارهء لالهء داغدار
به آن سينهها كز غمى سوختند * به آنها كه از آتش آموختند
به نقشى كه جان مرا سوخته * دو چشمان مدامم به در دوخته
به لولى و شان ، دردنوشان مست * الهى به نابود و بود و به هست
شراب محبت بريزش به جام * الهى تو كامش برآور مدام
بلند اخترش دار چون آفتاب * كه بيدار گرداند ايران ز خواب
رهائى دهد ميهن از بندگى * دهد بار ديگر به ما زندگى