تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

نوبهار آيد

نوبهار آيد و گل بار آرد * باد صد بوسه ز دلدار آرد يار ، يار آيد و پيمانه زند * آتش عشق در اين خانه زند دست در دامن دلبر گيرى * مستى و عاشقى از سر گيرى اين حجاب تو و جانان ريزد * از ميان تو و جان پرهيزد آيد اميد و شود روشن روز * چشم دل پر شود از شعلهء روز دوستان بر سر ميثاق آيند * همه جان در كف و مشتاق آيند به همه پاكى و روشن رائى * به همان سادگى و زيبائى تندرويى كه وفايش شده نام * نوبتى باز بيفتد در دام آخر اين غم به سر آيد ناگاه * طى شود محنت اين روز سياه يا رب از دفتر ايام بكن * ورق هجر پر از سوز و محن روزگار خوش پيشين بازآر * وصل آن خسرو شيرين بازآر

الهى

الهى به مشتاقى عاشقان * به شيدائى و مستى بيدلان الهى به دامان پاك بهار * به رخسارهء لالهء داغدار به آن سينه‌ها كز غمى سوختند * به آنها كه از آتش آموختند به نقشى كه جان مرا سوخته * دو چشمان مدامم به در دوخته به لولى و شان ، دردنوشان مست * الهى به نابود و بود و به هست شراب محبت بريزش به جام * الهى تو كامش برآور مدام بلند اخترش دار چون آفتاب * كه بيدار گرداند ايران ز خواب رهائى دهد ميهن از بندگى * دهد بار ديگر به ما زندگى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 110 | سيد محمد باقر برقعى