تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

پا به پاى برف‌ها

با نگاهى نيم‌شب آمد نگاهم را ربود * سينه عريان كرد و خواب گاه‌گاهم را ربود مستىام از سر پريد و رنگ رخسارم شكست * لب گشودم ناله‌ام شد آه و آهم را ربود آمدم بگريزم از او دامنش آغوش شد * هم مرا دزديد و هم فانوسِ را هم را ربود شب پناهم بود عطر ياس‌ها بر چينه‌ها * چون نسيمى صبح رقصيد و پناهم را ربود نور شد رقصيد در آيينه زار اشك من * سكّه‌هاى سينه‌ريز صبحگاهم را ربود همنشين ماه بودم لحظه‌هاى انتظار * با نگاهى در شبم تابيد و كاهم را ربود سالها رقصيد در جام شرابم با غزل * پابه‌پاى برف‌ها موى سياهم را ربود

در معبد گل‌هاى ياس

نر مخند ژاله‌اى در زير بال ماهتاب * شسته از پلك كبود ياسمن‌ها گرد خواب مىگشايد اطلسى سجّاده هنگام سحر * بيد مجنون مىگذارد سجده بر محراب آب سر فرود آورده زنبق پيش پاى نارون * برگرفته دختر مهتاب از صورت نقاب صبحدم محبوبهء شب چون زند شيپور روز * در گريبان مىكند سر را ز حيرت ماهتاب تار ابريشم مگر آويخت از ديوارها * يا سحر افتاد و از كف ريختش جام شراب در حرير سبزه‌ها ، در معبد گل‌هاى ياس * سهره و گنجشك مىگويند مدح آفتاب « آشنا » در بستر زاينده‌رود آمد به رقص * ديد بر آيينه تا نقش خدا را بازتاب

از آيه‌هاى نور و صدا

بودم به شوق ديدن او بيدار * از آيه‌هاى نور و صدا سرشار رنگ نگاه او به نگاهم ريخت * تا شسته شد بلور من از زنگار رقصيد باده در شفق خاتم * افتاد سايه‌ها ز سر ديوار من در نماى واژهء او موزون * او در نگاه آينه‌ها تكرار بنشسته است بر سر راه من * پوشانده است روزن هر پندار
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 96 | سيد محمد باقر برقعى