تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
اى به چشمانت فروزان از ازل * شعلهء « حَىَ عَلى خَيرِ العَمَل » باز كن آغُوش و جانم را بسوز * شعرِ آتش شو ، زبانم را بسوز

كابوس

در ايستگاه چو ابر ايستاده است اتوبوس * نشسته بر سرِ هر كوچه سايهء كابوس مسافران همه يا چشم‌هاىِ سيمانى * در انتظارِ سفر با قيافه‌هاى عبوس كنار پنجره مردى است خيره بر باران * گذشته از سفرِ تندِ ساليان ، مأيوس حضور ثابتِ ابرى سياه بر سرِ شهر * عبور عابرى از پيچ گوه با فانوس پياده مىشود آهسته در سكوت سحر * نگاهش آتشى افسرده توشه‌اى افسوس هنوز مانده دو منزل به انتهاى سفر * كه مرد گم‌شده در غربتِ صداى خروس

پلكان دود

بر سكوىِ سنگىِ كنار رود كترىِ سياه بر آتش پشتِ پلكان دود ، سنگ‌تراشِ پير مىتراشد لحظه‌ها را آن‌طرف‌تر دستى لرزان با خاكسترِ سيگارش رها شده در باد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 99 | سيد محمد باقر برقعى