تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
به بال آبى باران فرود آى و ببين * بر آب و آينه نقش من و فسانهء من ز جويبار سحر عطر عشق مىجوشيد * ز هاىهاى بلور آب عاشقانهء من من آن جنون زده درياى مرز تاريكى * تو آن سپيده كه روشن كنى كرانهء من بيا به رقص در آيينهء شراب و بلور * چو عكس آب كه رقصد بر آسمانهء من بلور رنگى آويز آفتابى تو * كه رقص نور كنى در فضاى خانهء من در اين فضاى تهى از حمايل فانوس * تويى ستاره كه سر مىنهى به شانهء من

نماز

تا كه بَستم چشم دنياييم را * يافتم خورشيدِ بيناييم را رفتم و رفتم به آواىِ اذان * تا فراسوها وراىِ آسمان گل به تن پوشيده تن‌پوش وضو * شبنم‌آگين پلكِ نرگس پاىِ جو در كنار جا نماز بادها * آشناىِ سجدهء شمشادها باغ را لبريز ديدم در نماز * سيب را از شاخه چيدم در نماز جوشد از تكبير سبزم عطرِ آب * خويش را گم كرده در من آفتاب در هوايم سارها ، گنجشك‌ها * چترها را باز كرده در فضا در قنوتم عشق جارى مىشود * دستهايم پُرقنارى مىشود چون‌كه سر بر خاك مىآرم فرود * مىرسد بر گوشم از بالا سرود اى نيايشگر ! ملائك مىرسند * با گلِ تكبير يك‌يك مىرسند مژده مىآيد به ديدارِ تو دوست * خانه خالى كن كه اينجا جاى اوست ريختم در پيش پايش هرچه بود * سينه‌ام شد طور سينا در سجود سبحه گردان عقيق نورها * گم شدن در جذبهء انگورها جذبه يعنى مى زدن از جامِ راز * عطر شب‌بوهاى ايوانِ نماز اى نسيمِ جذبه در باغِ وجود * جويبارِ جارىِ دشتِ سجود اى صداى تُو ، پُل پيوندها * عطر گل‌ها ، مستىِ لبخندها