تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
سر مىكشد چكاوك از زيرِ بال بيرون * وقتى كه مىنوازد او نغمه‌اى برايش آمد كنارِ قايق با يك سبد شقايق * من موجِ پشت پارو ، آواره در قفايش با دامنى كشيده تا بسترِ افق سبز * بر ساحل ايستاده است بىتاب آشنايش

با يك سبد سپيده

در چشم من نشسته و خوابم ربوده‌اى * فانوس غرفه‌هاى خيالم تو بوده‌اى شب‌ها كه سر به شانهء گل‌ها نهد نسيم * در بستر لطيف سكوتم غنوده‌اى رقص كبوترانهء نورى و بامداد * بر من دريچه‌هاى خدا را گشوده‌اى دارم هواى رقص و تو با ساز خنده‌ات * در گوش من ترانهء مستى سروده‌اى در گردش نگاه تو ، دور پياله‌هاست * پر كن پياله را كه خرابم نموده‌اى من نى سوار كوى جنونم كه بارها * با سنگ روزگار مرا آزموده‌اى با يك سبد سپيده ز پشت بنفشه‌ها * يكباره خواب مخمل شب را ربوده‌اى يك گوشه گرچه جاى نگيرى چو كوليان * در چشم من نشسته و جا خوش نموده‌اى

نيلوفر وحى

اى عطر خدا از گل لب‌هاى تو جارى * نيلوفر وحشى است صدايى كه تو دارى ديشب كه به همسايگى ابر نشستى * ديدند كه بر زورق مهتاب سوارى بر گوش اقاقى شده آويزهء آواز * عطرى كه ز لب‌هاى تو نوشيده قنارى روييده گل برف در اين خانه ، ولى من * لبريز بهارم كه تو آغوش بهارى من شاخهء تاريك شبان غم و اندوه * تو در شب اين باغچه فانوس انارى هرچند سبكبارتر از موج نسيمى * بر پردهء زرباف دلم نقش و نگارى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 95 | سيد محمد باقر برقعى