تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧

به مناسبت ولادت با سعادت حضرت فاطمه عليها السّلام از يك قصيده

ز يُمن مقدم زهرا جهان منوّر شد * زمين بهشت برين زين يگانه گوهر شد به خاندانِ نبوّت شكفته گشت گلى * كه پيشِ شمسِ جمالش قمر محقّر شد به روزِ بيستم ماه جمادى الثّانى * تولّد آن گهرِ پربهاى اطهر شد يگانه گوهرِ درياى عفّت و عصمت * نصيب آل نبىّ دخترى همافر شد فتاد شور و نشاطى به عالمِ ملكوت * از اين عطيّه ز خالق كه بر پيمبر شد به شيعيانِ جهان اين تولّد مسعود * سرور و وجد نشاطى ز حدّ فزون‌تر شد ز حُسن تربيت و مظهر خردمندى * به مجتبى و حسينش بهينه مادر شد كنند فخر به سبطين زين چنين امّى * كه مام نُه گهر پربهاى ديگر شد فداى مقدم راهش كنيم ديده و جان * كه بانوان جهان را سراسر افسر شد دريغ با همهء عزّت و جلال و وقار * وجودِ انورش از جورِ چرخ مضطر شد بداد مژده پدر : دخترم : مباش غمين * كه بر رضاى تو راضى خداى اكبر شد از اين نويد دل فاطمه چو غنچه شكفت * بگفت يا على ! عمرم دگر به آخر شد پس از خداى سپردم به تو عزيزان را * بده تسلّى اگر قلبشان مكدّر شد مقام حضرت صدّيقه در بهشت برين * شفاعتِ گنهِ دوستان مقرّر شد بگير دامن مرضيّه « بهجتِ » عاصى * شفيع در صفِ محشر بتول اطهر شد

چه حاصل ؟

به سنگين‌دلان دل سپردن چه حاصل ؟ * از اين رنج بيهوده بردن چه حاصل ؟ بتا ! تا توانى مرنجان دلم را * كه نورش پس از دل شكستن چه حاصل ؟ كنون كز تو دارم اميد نوازش * از اين بىوفايى نمودن چه حاصل ؟ به نامهربانى مرانم ز كويت * ندامت پس از رفتن من چه حاصل ؟ تو گر طالب مهر و پابند عشقى * به دلداده‌ات جور كردن چه حاصل ؟