تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
اينك نمونه‌هايى از شعر او :

در آغوش صخره‌ها

مردان كوه با قدم و عزم استوار * هر فرصتى به كهسار رو كنند با همرهان خويش در آغوش صخره‌ها * از خاطرات مهر و وفا گفت‌وگو كنند * * * سرمست و با نشاط سحر كرده ترك شهر * در پرتگاه و درّهء باريك جاده‌ها دل پر ز شور و شوق و نفس در هواى پاك * سيراب بزم جام طبيعت ز باده‌ها * * * آسوده از هواى دم‌آلود و دود شهر * فارغ ز قيد و حرص زيانبار زندگى با طبع خو گرفته به آرامش و نشاط * با روح پاك و دشمن آزار و بندگى * * * زنجيروار در كمر و كوه و درّه‌ها * با سير خود به ره خطِ الوان كشيده‌اند اين راهيان كعبهء مقصود ، بارها * طعمِ نشاط و فتح فراوان چشيده‌اند * * * لغزنده جاده ، شدّت كولاك و برف را * با جزم و پاى عزم خود هموار مىكنند احساس خفته ، خاطره‌هاى گذشته را * در ذهنِ خود مجسّم و بيدار مىكنند * * * با چهرهء مصمّم و آزاد و سربلند * در پشت ، كولباره و در دست ، عصاى كوه سر تا به پا مجهّز و شاد و اميدوار * رهوار در طبيعت آزاد با شكوه * * * هر بامداد اشعّهء زرّين آفتاب * چون بوسه مىزند به بلنداى قلّه‌ها پوشيده يال و سينهء كهسار و درّه‌ها * از برف پرنيان طبيعت چون حلّه‌ها
* * *