تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧

توبه

صدسال اگر گنه كنى كتمان كن * پس روى نياز بعد هر عصيان كن اى واى بر احوال چو ما بىپاسخ * مستور ز هر خوب و بد خلقان كن

دار فنا

روزى آيد كه نيست از ما خبرى * بىتوشه و زاد در ره پرخطرى چون محرم تو به‌جز خدا نيست كسى * زين دار فنا رويم جاى دگرى

سعيد و شقىّ

بدنام ، بسى به عالم قدس رسيد * بسيار چو نيك ، نام‌ها ، گشت پليد هردم همه بر عاقبت خود ترسند * ترسم ز نخست از شقىّ و ز سعيد

هواى يار

گر بر سر تو هواى يارى بودى * آسوده چرا ز آه و زارى بودى برگير تو پند عاشقى از مجنون * بين در ره ليلى به چه كارى بودى

ندانم چه كنم ؟

در بارگه دوست نرفتم چه كنم * نارفتارى ز پاى لنگم چه كنم ؟ از يار اگر اشارهء شوق نشد * صد واى بميرم و ندانم چه كنم ؟

بر سفرهء حسينى

چون بندهء سلطان شهيدان هستم * بر كشتى رحمت خدا پيوستم از توشه چه حاجتم در اين نيك سفر * بر سفرهء نعمت حسينى هم