كرد و هنگامى كه دانشجوى دانشكدهء اصفهان بود ، در مجامع ادبى آن شهر شركت مىكرد و از محضر اساتيد ادب فارسى آن ديار كسب فيض مىكرد و زمانى كه به قم بازگشت ، به فعاليت ادبى و فرهنگى و نقد شعر و بررسى آثار شاعران معاصر پرداخت .
بصير در انواع شعر طبعآزمايى مىكند و مجموعهء اشعارش شامل غزليّات و قصايد كه درباره ، مدايح و مراثى اهل بيت عصمت و طهارت عليه السّلام است آمادهء چاپ مىباشد .
كوى حسين
عاشقان را روى دل بر قبلهگاه كربلاست * شيعيان را ديدگان بر خاك راه كربلاست
مرغ دل را آشيانى نيست جز كوى حسين * او قفسها را شكست و در پناه كربلاست
رنگ رخسار شفق سرخ است از خون حسين * اين سند در گردش دوران گواه كربلاست
در قلوب امّت اسلام تا يوم الحساب * نور ايمان و شريعت از پگاه كربلاست
آنچه مىتابد به عرض و فرش و كون ما يكون * پرتو خورشيد جانافروز و ماه كربلاست
و آنچه افكندهست غوغا در ميان قدسيان * العطشها از خيام و اشك و آه كربلاست
درس جانبازى و آيين جوانمردى و عشق * پيش روى اهل عالم از سپاه كربلاست
شد فراتش كوثر و شد درگهاش خلد برين * در مقام از كعبه برتر فرّ و جاه كربلاست
جلوهء حق را تماشا كن « بصير » از راه دل * تا ابد رخشنده بر سيماى شاه كربلاست
همراه با سپيده دم
تا مرغ آشناى من از آشيان پريد * محنت رسيد و شور و نشاط از ميان پريد
آمد نشست در بر من با دو صد جمال * ناگه چو آفتاب ز بام جهان پريد
از قلّههاى حُسن فراتر گشوده بال * در جمع اختران بهسوى كهكشان پريد
برق نگاههاى پر از مهر و لطف او * همراه با سپيدهدم از آسمان پريد
رفتم به بوستان كه ببينم نشان او * آمد به سرو در نظر و ناگهان پريد