تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧

در پس پرده

خلق آزار مكن در پس پرده است كسى * در همه عمر اگر رهبر و مير عسسى گر ميسّر شودت نان برسانى برسان * گر نشد بهر خداوند مبُر نان كسى

غافل منشين

اين خيل ستارگان خورشيد و فلك * نقشى است براى آدمى بهر محك در پرتو خورشيد بود نور سپهر * غافل منشين سود كن اللّه معك

هماواز

قدمى نه ز خويشتن بيرون * تا كه ذرّات چرخ بازيگر با تو گردند جمله هم آواز * سر و پا جان شوى به جلد بشر

ده‌يك

ده چيز به قدر تو فزايد معيار * از هرچه بود بعد مكن استغفار يك حرف دروغى همهء عمر مزن * نُه چيز دگر رها بكن تا آخر كار