اى رضا جان ، جان زهرا مادرت * خود مگردان نااميدم از درت
اى رضا ، جان تو جان حسن * وارهانم از غم و درد و محن
اى رضا ، جان حسين بن على * لطف خود بنما به كارم منجلى
اى رضا ، جان على بن حسين * فارغم گردان تو از اين شور و شين
اى رضا ، جان امام علم و دين * جان باقر حالت زارم ببين
اى رضا ، جان امام شيعيان * جان صادق مرحمت بنما عيان
اى رضا ، درياب اين درمانده را * جان بابت بنگر اين وامانده را
اى رضا ، روزم شده شام غريب * چون روم از درگه تو بىنصيب
اى رضا ، جان جواد نوجوان * من نگردم شرمسار مردمان
اى رضا ، جان امام هادىات * كن نظر خود بر فقير وادىات
اى رضا ، جان امام عسكرى * از تو مىخواهم ز حالم بنگرى
اى رضا ، جان اميد انس و جان * جان مهدى بس بود درد گران
اى رضا دارم ز درگاهت اميد * شام تاريكم كنى روز سپيد
اى رضا ، جز آستانت در كجا * درد بىدرمان كس گردد دوا
اى رضا ، گرچه گنهكارم ولى * « باورم » ، هستم ز اولاد على
« اى رضا عليه السّلام »
عاشقانه سوى تو پر مىزنم * چونكه محتاجم تو را در مىزنم
رو به سويت مىكنم از جان و دل * روسپيدم كن مگر دانم خجل
خود شنيدم ضامن آهو شدى * از محبت از كرم با او شدى
بند غم برداشتى از گردنش * گرچه آهو فرق باشد با منش
باز كن از گردن منهم رسن * بندهء يك خالقيم آهو و من
بردهاى خود رنج غربت سالها * من غريبم ره نما بر من رضا
تو بزرگى و كرم آئين توست * بودهاى باب الحوائج از نخست