تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
اى رضا جان ، جان زهرا مادرت * خود مگردان نااميدم از درت اى رضا ، جان تو جان حسن * وارهانم از غم و درد و محن اى رضا ، جان حسين بن على * لطف خود بنما به كارم منجلى اى رضا ، جان على بن حسين * فارغم گردان تو از اين شور و شين اى رضا ، جان امام علم و دين * جان باقر حالت زارم ببين اى رضا ، جان امام شيعيان * جان صادق مرحمت بنما عيان اى رضا ، درياب اين درمانده را * جان بابت بنگر اين وامانده را اى رضا ، روزم شده شام غريب * چون روم از درگه تو بىنصيب اى رضا ، جان جواد نوجوان * من نگردم شرمسار مردمان اى رضا ، جان امام هادىات * كن نظر خود بر فقير وادىات اى رضا ، جان امام عسكرى * از تو مىخواهم ز حالم بنگرى اى رضا ، جان اميد انس و جان * جان مهدى بس بود درد گران اى رضا دارم ز درگاهت اميد * شام تاريكم كنى روز سپيد اى رضا ، جز آستانت در كجا * درد بىدرمان كس گردد دوا اى رضا ، گرچه گنهكارم ولى * « باورم » ، هستم ز اولاد على

« اى رضا عليه السّلام »

عاشقانه سوى تو پر مىزنم * چونكه محتاجم تو را در مىزنم رو به سويت مىكنم از جان و دل * روسپيدم كن مگر دانم خجل خود شنيدم ضامن آهو شدى * از محبت از كرم با او شدى بند غم برداشتى از گردنش * گرچه آهو فرق باشد با منش باز كن از گردن منهم رسن * بندهء يك خالقيم آهو و من برده‌اى خود رنج غربت سالها * من غريبم ره نما بر من رضا تو بزرگى و كرم آئين توست * بوده‌اى باب الحوائج از نخست
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 581 | سيد محمد باقر برقعى