تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
باد و باران كعبه را سازد خراب * دل ولى آباد از باد است و آب اشك شوقى دل فروزان مىكند * از نسيمى شوق چندان مىكند كعبه را شمعى منور مىكند * نور حق دل را مسخّر مىكند در طواف كعبه جمع اغنياست * در دل بيچارگان ذكر خداست گر ز فيض كعبه محرومى منال * بر تو بدهد كعبه‌ى دل شور و حال باز كن دروازهء دل را به حق * تا بيابى زان تجلّى بس رمق از ره دل كعبه نزديك آيدت * دست يا بى هرچه را مىبايدت

« يا على عليه السّلام »

مست مستم يا على ساغر به دستم يا على * مىگسار بادهء عشق تو هستم يا على عهد كردم تا ننوشم مى به عمر خويشتن * جُرعه‌نوشت گشتم و پيمان شكستم يا على تا كه گشتم آشناى نام والاى على * دل نبستم بر كسى جُز با تو بستم يا على نام زيبايت به هر مشكل چو آمد بر زبان * شاد و خندان بند غم از هم گسستم يا على گر دُچار غم شدم در صحنه‌هاى زندگى * تا تو بودى ياورم از غصّه رستم يا على دَر ميان بندگان حق فقط يكتا على است * من فداى بندهء يكتاپرستم يا على جوهر عشق خدا چون در وجود حيدر است * عاشق نام على خود از الستم يا على بوى احمد را شنيدم از گل روى على * از شميم عطر تو همواره مستم يا على دشمنت را دشمنم در هر مقام و منصبى * دوستانت را به هرجا چاكر استم يا على عشق من مولاى من اى ياور حق‌باوران * حلقه در گوشت شدم حق « باور » استم يا على

« مرا باور نمىدارند »

ز يادم آرزو رفته مرا باور نمىدارند * ز دستم آبرو رفته مرا باور نمىدارند وجودم را زيان آمد بهارم را خزان آمد * گلم از رنگ و بو رفته مرا باور نمىدارند زدم كوه و كمر را پى ، كشيدم رنج پىدرپى * ز عمرم هاىوهو رفته ، مرا باور نمىدارند