شعر پرشورترين فرياد است * تيشهء سرخ و سر فرهاد است
شعر يعنى غزل لطف خدا * سعى از مروه به امّيد صفا
شعر آيينهء اسرار دل است * همصداى نفس تار دل است
شعر بالوپر پرواز بشر * تا رها گردد از اين مأمن شرّ
شعر تعبير عبور از اوهام * بىدروغ است ولى پرابهام
شعر تسكين دل درويش است * ساحل سادهء بىتشويش است
خوشهء خشم تهيدستان است * روح آشفتهء سرمستان است
شرح شادابى شيداصفتان * رمز تنگىّ دل از حجم زمان
كوته از تيغ سخن دست دراز * كز فرود آمده بر اوج فراز
شعر توفانى احساس غريب * سينهء سوخته را سرخ لهيب
شعر يا بومهن سرتاخيز * جان كه از جان بدن شد لبريز
شعر بانوى عزيز خانه است * شعر دُر نيست ولى دُردانه است
شعر يا بارقهء گرم اميد * نوشخند گل روى خورشيد
شعر يا دامن موزون عروس * رويِش خنده به لبهاى عبوس
شعر آيينهء آيينه و شان * دارد از چشمهء مهتاب نشان
شامگاهى كه ببوسم لب شعر * رگرگم خنده زند بر تب شعر
شعر چاووش حريم عشق است * شعر آهنگ نسيم عشق است
شعر ليلاى دل مجنون است * شاد خوار است اگر دلخون است
شعر مىرقصد و مىگويد فاش * دور غمها به سر آيد خوش باش
شعر نيلوفر بىآب و گِل است * معنى سبزى آواز دل است
قاصد جشن بهاران من است * طرحى از گريهء باران من است
شعر نزديكتر از من به من است * رقص موزون عروس سخن است
شعر يا آيتى از سورهء نور * جلوهگاه احد و نخلهء طور
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 573
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٥٧٣