تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
شعر پرشورترين فرياد است * تيشهء سرخ و سر فرهاد است شعر يعنى غزل لطف خدا * سعى از مروه به امّيد صفا شعر آيينهء اسرار دل است * هم‌صداى نفس تار دل است شعر بال‌وپر پرواز بشر * تا رها گردد از اين مأمن شرّ شعر تعبير عبور از اوهام * بىدروغ است ولى پرابهام شعر تسكين دل درويش است * ساحل سادهء بىتشويش است خوشهء خشم تهيدستان است * روح آشفتهء سرمستان است شرح شادابى شيداصفتان * رمز تنگىّ دل از حجم زمان كوته از تيغ سخن دست دراز * كز فرود آمده بر اوج فراز شعر توفانى احساس غريب * سينهء سوخته را سرخ لهيب شعر يا بومهن سرتاخيز * جان كه از جان بدن شد لبريز شعر بانوى عزيز خانه است * شعر دُر نيست ولى دُردانه است شعر يا بارقهء گرم اميد * نوشخند گل روى خورشيد شعر يا دامن موزون عروس * رويِش خنده به لب‌هاى عبوس شعر آيينهء آيينه و شان * دارد از چشمهء مهتاب نشان شامگاهى كه ببوسم لب شعر * رگ‌رگم خنده زند بر تب شعر شعر چاووش حريم عشق است * شعر آهنگ نسيم عشق است شعر ليلاى دل مجنون است * شاد خوار است اگر دلخون است شعر مىرقصد و مىگويد فاش * دور غم‌ها به سر آيد خوش باش شعر نيلوفر بىآب و گِل است * معنى سبزى آواز دل است قاصد جشن بهاران من است * طرحى از گريهء باران من است شعر نزديك‌تر از من به من است * رقص موزون عروس سخن است شعر يا آيتى از سورهء نور * جلوه‌گاه احد و نخلهء طور
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 573 | سيد محمد باقر برقعى