ايرج ( 1347 )
ايرج قبادى ، كه در شعر تخلّص به نام مىكند ، فرزند على ، در آذرماه 1347 شمسى در سراب سعيد كرمانشاه قدم به جهان هستى نهاد .
قبادى تحصيلات ابتدايى و قسمتى از متوسّطه را در زادگاهش فراگرفت . ازآنپس به خدمت سربازى رفت و پس از پايان دورهء نظاموظيفه به تحصيل ادامه داد .
آنگاه به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در حال حاضر به عنوان مربّى نقّاشى در مدارس كرمانشاه به خدمت اشتغال دارد .
ايرج بااينكه در آغاز جوانى است ، در سرودن شعر از استعداد و قريحهء كافى برخوردار مىباشد و مضامين شعرش بيشتر تابلوهايى است كه از مشاهدات خود ترسيم مىكند و شكوفايى شعرش آيندهء درخشان او را نويد مىدهد .
سراى درد
در پيش روى من درى آهسته باز شد * همچون دهان محتضرى پيش پاى مرگ
خاموش از تنفّس بىمحنت حيات * سرشاد از تعفّن نفرتفزاى مرگ
* * * در آن سراى وحشت يأسآورى كه داشت * مفهوم ترسناك هزاران هزار درد
كمكم ز گوشه گوشهء با خويش گفتگوى * در ذهن من خزيد هزاران نگاه زرد