تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦

ايرج ( 1347 )

ايرج قبادى ، كه در شعر تخلّص به نام مىكند ، فرزند على ، در آذرماه 1347 شمسى در سراب سعيد كرمانشاه قدم به جهان هستى نهاد . قبادى تحصيلات ابتدايى و قسمتى از متوسّطه را در زادگاهش فراگرفت . ازآن‌پس به خدمت سربازى رفت و پس از پايان دورهء نظام‌وظيفه به تحصيل ادامه داد . آنگاه به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در حال حاضر به عنوان مربّى نقّاشى در مدارس كرمانشاه به خدمت اشتغال دارد . ايرج بااين‌كه در آغاز جوانى است ، در سرودن شعر از استعداد و قريحهء كافى برخوردار مىباشد و مضامين شعرش بيشتر تابلوهايى است كه از مشاهدات خود ترسيم مىكند و شكوفايى شعرش آيندهء درخشان او را نويد مىدهد .

سراى درد

در پيش روى من درى آهسته باز شد * همچون دهان محتضرى پيش پاى مرگ خاموش از تنفّس بىمحنت حيات * سرشاد از تعفّن نفرت‌فزاى مرگ * * * در آن سراى وحشت يأس‌آورى كه داشت * مفهوم ترسناك هزاران هزار درد كم‌كم ز گوشه گوشهء با خويش گفتگوى * در ذهن من خزيد هزاران نگاه زرد