سالهاى سال زير چكمههاى ظلم و يورش * بودهاى در خون شناور اى سمند پايدارم
بازهم در سايه ايثار خلق پاكبازت * مىشوى آزادتر ، آبادتر ، اميدوارم
تا شود فرياد سرخم ارمغان عشق مردم * پايدارم در صداقت در سرودن استوارم
با غرورى ژرفنام پرشكوهت را به شادى * همچو مُهرى زرنشان در پاى شعرم مىگذارم
غم مخور « ايران » كه ايران مىشود گلگشت گيتى * مىشوى اى خاك پرگوهر غرور و افتخارم
بنام و حرمت ميهن ، تخلص مىكنم ايران
من از مردن نمىترسم به روى مرگ مىخندم * مكن بيهوده تهديدم ، مده ، اى بىخبر پندم
سراپا شورم و شادى شرارم در دل دشمن * در دروازه دل را به روى درد مىبندم
به جرم حقپرستيها و بيزارى ز پستىها * بجرم پاك بودن ، نيكانديشى در اين بندم
مدان چون بيد لرزانم تو اى جلاد مىدانم * كه پيش سيل غم محكمتر از كوه دماوندم
بنام و حرمت ميهن تخلص مىكنم « ايران » * درون آتش پيمان عشقم همچو اسپندم
تو اى حماسهء تاريخ ميهنم ايران
من از ديار اميرم همان « امير كبير » * همان شكوه شهامت وزير باتدبير
همانكه شهرت و نامش بروزگار ستم * به رادمردى و آزادگى است عالمگير
* * * همان نمونهترين نامدار ايرانى * كه شد به درگه ايمان خويش قربانى
همانكه ريشهء فرهنگ جاودانه ماست * همانكه بوده كلامش همه درافشانى