تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
سالهاى سال زير چكمه‌هاى ظلم و يورش * بوده‌اى در خون شناور اى سمند پايدارم بازهم در سايه ايثار خلق پاك‌بازت * مىشوى آزادتر ، آبادتر ، اميدوارم تا شود فرياد سرخم ارمغان عشق مردم * پايدارم در صداقت در سرودن استوارم با غرورى ژرف‌نام پرشكوهت را به شادى * همچو مُهرى زرنشان در پاى شعرم مىگذارم غم مخور « ايران » كه ايران مىشود گلگشت گيتى * مىشوى اى خاك پرگوهر غرور و افتخارم

بنام و حرمت ميهن ، تخلص مىكنم ايران

من از مردن نمىترسم به روى مرگ مىخندم * مكن بيهوده تهديدم ، مده ، اى بىخبر پندم سراپا شورم و شادى شرارم در دل دشمن * در دروازه دل را به روى درد مىبندم به جرم حق‌پرستيها و بيزارى ز پستىها * بجرم پاك بودن ، نيك‌انديشى در اين بندم مدان چون بيد لرزانم تو اى جلاد مىدانم * كه پيش سيل غم محكم‌تر از كوه دماوندم بنام و حرمت ميهن تخلص مىكنم « ايران » * درون آتش پيمان عشقم همچو اسپندم

تو اى حماسهء تاريخ ميهنم ايران

من از ديار اميرم همان « امير كبير » * همان شكوه شهامت وزير باتدبير همان‌كه شهرت و نامش بروزگار ستم * به رادمردى و آزادگى است عالمگير * * * همان نمونه‌ترين نامدار ايرانى * كه شد به درگه ايمان خويش قربانى همان‌كه ريشهء فرهنگ جاودانه ماست * همان‌كه بوده كلامش همه درافشانى