به ارتشى و به سرباز و ملّت بيدار * به پاسدار و بسيجى رهگشا سوگند
به خواهران شكنجه كشيده در ره دين * به برّه آهو در پنجهء جفا سوگند
به جاى خالى نامآوران سنگر علم * به لختهلختهء خونهاى پربها سوگند
به روح پاك مجيد و حسن ، سليمانى * به آن ذبيح خداترس پارسا سوگند
به آن جهادگر پرتلاش سنگرساز * كه رفته باز كند راه كربلا سوگند
كه اين بهار سرآغاز فصل پيروزى است * به قلب مادر غمديده در عزا سوگند
كه « اوليايى » ازاينپس به گل نشيند عشق * به ذرّه ذرّه شهيدان باصفا سوگند
نويد فتح
درونم سرودى دلانگيز دارد * يكى نغمهء شادىآميز دارد
نوايى به آهنگ آيات رحمت * به هنگام باران پاييز دارد
دلم با دف و ناى و چنگ و چغانه * سر زهد و تقوا و پرهيز دارد
اميدى ز ژرفاى دل نرمنرمك * وزيدن بر اين دشت گل بيز دارد
گهى پرتلاطم چو درياى جوشان * دمى حال بستان و پاليز دارد
صداى سم اسب پيروزى از دور * نشان از تك و پويه و خيز دارد
كميت ظفر با خبرهاى شيرين * شتابى به كردار شبديز دارد
تو گويى كه پيكى ز سوى محمّد * پيامى ز قرآن به پرويز دارد
سپاه ظفرمند اسلام پيروز * به كف جام پرشهد لبريز دارد
بداند جهان « اوليايى » به فردا * درونم سرودى دلانگيز دارد