تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
به ارتشى و به سرباز و ملّت بيدار * به پاسدار و بسيجى رهگشا سوگند به خواهران شكنجه كشيده در ره دين * به برّه آهو در پنجهء جفا سوگند به جاى خالى نام‌آوران سنگر علم * به لخته‌لختهء خون‌هاى پربها سوگند به روح پاك مجيد و حسن ، سليمانى * به آن ذبيح خداترس پارسا سوگند به آن جهادگر پرتلاش سنگرساز * كه رفته باز كند راه كربلا سوگند كه اين بهار سرآغاز فصل پيروزى است * به قلب مادر غم‌ديده در عزا سوگند كه « اوليايى » ازاين‌پس به گل نشيند عشق * به ذرّه ذرّه شهيدان باصفا سوگند

نويد فتح

درونم سرودى دل‌انگيز دارد * يكى نغمهء شادىآميز دارد نوايى به آهنگ آيات رحمت * به هنگام باران پاييز دارد دلم با دف و ناى و چنگ و چغانه * سر زهد و تقوا و پرهيز دارد اميدى ز ژرفاى دل نرم‌نرمك * وزيدن بر اين دشت گل بيز دارد گهى پرتلاطم چو درياى جوشان * دمى حال بستان و پاليز دارد صداى سم اسب پيروزى از دور * نشان از تك و پويه و خيز دارد كميت ظفر با خبرهاى شيرين * شتابى به كردار شبديز دارد تو گويى كه پيكى ز سوى محمّد * پيامى ز قرآن به پرويز دارد سپاه ظفرمند اسلام پيروز * به كف جام پرشهد لبريز دارد بداند جهان « اوليايى » به فردا * درونم سرودى دل‌انگيز دارد