تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
زن‌هاى پير و مردم تكبيرگو را * حق‌ّباوران عاشق دلدار جو را كشتند در حمّام خون از كفر و الحاد * دادند قدر و حرمت اين خانه بر باد اندر كنار شعب مشتاقان دين را * دلدادگان پاك ربّ العالمين را ديدم كه فجّار ستمگر با قساوت * در تنگنا بگرفته بودند از عداوت يادآور شعب ابى طالب ز يك‌سو * وزسوىديگر دير ياسين ، كربلا بو وز پشت بام خانه‌ها خاك و خس و سنگ * مىريختند آن كافران غرقه در ننگ يادآور پيغام ختم المرسلين بود * يادآور كار يهود پر ز كين بود ازبس‌كه شور عاشقى بسيار گشته * تاريخ دين بار دگر تكرار گشته در بَدر ديدم عتبه را نقش زمين شد * تكبير مردان خدا نقش‌آفرين شد پيروزى مردان حقّ شد آشكارا * بوجهليان درمانده و غمگين و رسوا ديدم پس آنگه صحنهء جنگ احد را * آنگه كه بت افتاد و دشمن باخت خود را در كام آتش پرچم شيطان دون شد * گويى « هبل » در پيش ايشان سرنگون شد بت‌باوران تيره‌دل در راه بت‌شان * كشتند بسيارى ز جانبازان قرآن دندان مردان خدا را مىشكستند * وز كينه دست و پاى ما را مىشكستند من حمزه را آنجا به چشم خويش ديدم * وز جام وصل عاشقى قدرى چشيدم دشمن به رگبار مسلسل بست ما را * با گاز مرگ‌آور به شدّت خست ما را در زير رگبار و ميان آتش و خون * ديدند عشقى برتر از معيار مجنون كرب و بلا و دير ياسين ، صور و صيدا * خون بود و شور عاشقى بر چهره پيدا هم مسلم بن عوسجه ، هم عون و جعفر * هم عابس و عبّاس‌گون مردان باور در صحنهء پيكار بين كفر و ايمان * مردان حقّ رزم‌آوران خاك ايران در راه دين خويش سر در كف نهاده * يا در ميان خاك و خون از پا فتاده ديدم به صحنه مادر شير وهب را * شيره‌زنى توفنده و پُرتاب و تب را در شهر مكّه جمعهء خونين امروز * شهريور تهران بُد و روزى جگرسوز