تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
فردوس عدن بىاو هرگز نبود خوش‌بو * هم نام گل و هم زان بوى گل ياس آيد تنها نه بهشت از وى ، بگرفته صفا ، آرى * در دايرهء امكان بوى گل ياس آيد سر تا قدمش چون گل ، در رهگذرش سنبل * وز لعل لبش خندان بوى گل ياس آيد تا شد ز نسيم او دل‌زنده « اميرى » گفت * اينك به مشام جان بوى گل ياس آيد

در آرزوى تو ! مهدى جان

دل به سراغ روى تو ، خانه به خانه مىرود * ديده به جستجوى تو خوش به نشانه مىرود گر نگرم جمال تو ، دل سپرم به خال تو * چون‌كه به يك نگاه تو ، غم ز ميانه مىرود از دم عنبرين تو ، بوى بهشت مىوزد * وز دل پر ز خون من ، آهِ شبانه مىرود چهرهء دلرباى تو ، دل ببرد ز عاشقان * گيسوى مشك‌ساى تو خوش به نشانه مىرود در ره آرزوى تو ، وز پى گفتگوى تو * بلبل خوش‌نواى من ، لانه به لانه مىرود جور زمانه تا به كى ، درد فراق تا به چند * چون تو درآيى از ميان ، جور زمانه مىرود دل‌شدهء تو مو به مو ، در طلب تو جستجو * وز پى ديدنت ، به هر دشت و كرانه مىرود چون به در آيد از ميان ، قامت نازنين تو * گو كه به سرو بوستان شانه به شانه مىرود تاب‌وتوان نمانده در ديده و دل ز عشق تو * ديده هواى ديدنت ، دل به بهانه مىرود گوهر پربهاى تو ، نالهء جان گداز من * اين به درون دل نهان ، و آن به خزانه مىرود در ره من نهاده‌اى دانه و دام كان چنان * مرغ دلم نواكنان از پى دانه مىرود از لب جان‌فزاى تو ، نغمه به گوش مىرسد * از دل پر ز شور من ، ذوق ترانه مىرود درد مرا دوا تويى ، عشق مرا نوا تويى * بين كه « اميرى » ات سوى درّ يگانه مىرود

سوداى عشق

چون به پا گرديد در صحراى عشق * پرچم سرخ بلندآواى عشق هر طرف آمد به گوش عاشقان * از لب مير قبايل ناى عشق گفت : هان ! اى باده‌نوشان الست * سر خوشان جرعهء صهباى عشق
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 484 | سيد محمد باقر برقعى