فردوس عدن بىاو هرگز نبود خوشبو * هم نام گل و هم زان بوى گل ياس آيد
تنها نه بهشت از وى ، بگرفته صفا ، آرى * در دايرهء امكان بوى گل ياس آيد
سر تا قدمش چون گل ، در رهگذرش سنبل * وز لعل لبش خندان بوى گل ياس آيد
تا شد ز نسيم او دلزنده « اميرى » گفت * اينك به مشام جان بوى گل ياس آيد
در آرزوى تو ! مهدى جان
دل به سراغ روى تو ، خانه به خانه مىرود * ديده به جستجوى تو خوش به نشانه مىرود
گر نگرم جمال تو ، دل سپرم به خال تو * چونكه به يك نگاه تو ، غم ز ميانه مىرود
از دم عنبرين تو ، بوى بهشت مىوزد * وز دل پر ز خون من ، آهِ شبانه مىرود
چهرهء دلرباى تو ، دل ببرد ز عاشقان * گيسوى مشكساى تو خوش به نشانه مىرود
در ره آرزوى تو ، وز پى گفتگوى تو * بلبل خوشنواى من ، لانه به لانه مىرود
جور زمانه تا به كى ، درد فراق تا به چند * چون تو درآيى از ميان ، جور زمانه مىرود
دلشدهء تو مو به مو ، در طلب تو جستجو * وز پى ديدنت ، به هر دشت و كرانه مىرود
چون به در آيد از ميان ، قامت نازنين تو * گو كه به سرو بوستان شانه به شانه مىرود
تابوتوان نمانده در ديده و دل ز عشق تو * ديده هواى ديدنت ، دل به بهانه مىرود
گوهر پربهاى تو ، نالهء جان گداز من * اين به درون دل نهان ، و آن به خزانه مىرود
در ره من نهادهاى دانه و دام كان چنان * مرغ دلم نواكنان از پى دانه مىرود
از لب جانفزاى تو ، نغمه به گوش مىرسد * از دل پر ز شور من ، ذوق ترانه مىرود
درد مرا دوا تويى ، عشق مرا نوا تويى * بين كه « اميرى » ات سوى درّ يگانه مىرود
سوداى عشق
چون به پا گرديد در صحراى عشق * پرچم سرخ بلندآواى عشق
هر طرف آمد به گوش عاشقان * از لب مير قبايل ناى عشق
گفت : هان ! اى بادهنوشان الست * سر خوشان جرعهء صهباى عشق