تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
بر نعمت افزونت شكر همه موجودات * بر درگه پرفيضت چشم همه انسان‌ها آهنگ خداجويان نغمات دعاگويان * خيزد ز دل اين‌ها ، ريزد ز لب آن‌ها هركس كه تو را خواهد پيوسته تو را خواند * يا گوشهء مسجدها ، يا در دل ميدان‌ها با ياد تو مىرويد در باغ ، گل و لاله * وز عشق تو مىخواند ، بلبل به گلستان‌ها جوينده تو را جويد ، بيننده تو را بيند * باشند به تعظيمت آمادهء فرمان‌ها هر بىسروسامانى باشى تو سروسامان * غير از تو پناهى نيست اين بىسروسامان‌ها با رنج و مشقّت‌ها ، با سختى و محنت‌ها * امر تو به‌جا آرند اين بو ذر و سلمان‌ها هم شافى و هم كافى ، هم وافى و هم صافى * غير از تو نمىباشد اندر همه دوران‌ها اى هادى گمراهان ! لطفى به « اميرى » كن * تا بلكه رها گردد از آفت طغيان‌ها

سوداى علىّ

مرغ روحم در هواى مرتضى پر مىزند * آفتاب حُسنش از شرق دلم سر مىزند گر صفاتش را به بزم عارفان عنوان كنم * سوز عشقش عاشقان را بر دل آذر مىزند عالمى افكنده اندر دام عشق روى خويش * هر دلى مهرش در او جا كرده پرپر مىزند گر نقاب از چهرهء تابنده بردارد يقين * مشت بر رخسار خود خورشيد خاور مىزند در حقيقت گر نمايد رو به‌سوى بوستان * قدّ سروش شانه بر سرو و صنوبر مىزند شرم دارم تا ز شيرينى سخن گويم كه چون * طعنه‌ها لعل لبش بر قند و شكّر مىزند آن بود عاشق كه دايم بر درِ معشوق خويش * بىمحابا چون غلامان حلقه بر در مىزند همچو غوّاصان فرورفتم به بحر عشق او * بحر را ديدم نشان درّ و گوهر مىزند هركه شد پويندهء راه سعادت‌بخش او * شور عشقش را به دل بىحدّ و بىمر مىزند اى خوش آن عاشق كه سوداى علىّ دارد به سر * به ارادت دم به ذكر نام حيدر مىزند اى علىّ ! اى آنكه جبريل امين ، روز نخست * تاج خدّامى درگاه تو بر سر مىزند اى علىّ ! اى آن يگانه گوهر بحر وجود * كشتى عشّاق در گِرد تو لنگر مىزند