تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
اميرى هرچند از سواد كمى بهره دارد ، امّا در عوض از حافظه‌اى قوى و خوب و استعداد كافى برخوردار و توانسته است با مطالعهء دواوين شعراى بزرگ ، شعرش را مايه بخشد و به كمال برساند . ديوان اشعارش بيش از سى هزار بيت مىباشد و اشعارش از حال و هوا و شور عرفان بهره دارد و زبانش در شعر ساده و روان ، امّا دلنشين است . اميرى در مدّت زندگى توانسته است كتابخانه‌اى از دواوين شعرا و مدّاحان آماده كند و بااين‌كه در حال حاضر از بينايى چشم محروم گشته امّا فرزندانش به مدد او مىآيند و هر كتابى را كه بخواهد برايش مىخوانند و او در حافظه مىسپارد . وى داراى ده فرزند پسر و دختر مىباشد و معيشتش به سختى مىگذرد .

بيمار عشق

خوشا آن دل كه شيداى تو باشد * خوشا آن سر كه در پاى تو باشد خوش آن گوشى كه آواى تو در اوست * خوش آن چشمى كه بيناى تو باشد خوش آن عاشق كه ديدار تو جويد * كليم طور سيناى تو باشد خوشا آن لب كه در ذكر تو گنجد * خوش آن قلبى كه مأواى تو باشد خوش آن دلداده غوّاصى كه دايم * فرو در قعر درياى تو باشد خوش آن شورى كه از عشق تو خيزد * خوش آن صوتى كه در ناى تو باشد خوش آن سرگشتهء افسرده حالى * كه امّيدش تسلّاى تو باشد خوش آن خلوت‌نشين پاكبازى * كه در هر لحظه جوياى تو باشد خوشا آن چهره‌هاى تابناكى * كه روشن از تجلّاى تو باشد خوشا آن ديدهء محرم‌شناسى * كه مشتاق تماشاى تو باشد خوش آن عاشق كه جز تو كس نبيند * خوشا آن لب كه گوياى تو باشد خوشا حال دل آن دردمندى * كه دارويش تولّاى تو باشد خوشا آن سينهء پرسوز و آهى * كه روز و شب در او جاى تو باشد خوشا آن عارف اسراردانى * كه در ذوقش معمّاى تو باشد