تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
بود فكرش كه كشد پَر به حريم كعبه * خواست تا پَر بكشد جعفر طيّار كشيد ناله عاشقى از دور بگوشش آمد * بيستون ديد سپس عاشق حجّار كشيد اشتران مست و جلودار اويس قرنى * قامت خم‌شده از عشق ، شُتردار كشيد همچو آن لاشه پروانهء سرگشته عشق * تكيه بر دار زد و محرم اسرار كشيد بوئى از عِطر دل‌انگيز ولا را بشنيد * مست حق گشته دگرگون شده عطّار كشيد ديد آن عارف رومى پى دلدار روان * نقشى از چهرهء آن يار جلودار كشيد ناله‌ى سوته دل از دامن الوند شنيد * قامت سوختهء طاهر الاطهار كشيد ناز قرآن خدا مشورتى بنمايد * زد تفأل پس از آن حافظ عيّار كشيد كاروان را چو شتابان به ره مصر بديد * قيمت يوسف مصرى سر بازار كشيد پاكى دامن يوسف چو بيادش آمد * شاهد بىگُنه آن طفل لبن خوار كشيد جُلُجتا ديد و تن عيسى مريم به صليب * امتش بسته كمر رشتهء زنّار كشيد يادش از سامرى و حضرت موسى آمد * ديد فرمان و چهل بار به طومار كشيد

بقيه تصوير

گشت تا محو خدا خواست خدا را بكشد * مات گرديد و رُخ حيدر كرّار كشيد گردِ آن دايره گرديده همه سرگردان * ديده‌ها مات بر آن نقطهء پرگار كشيد يك نظر كرد بر آن چشم خداجوى على عليه السّلام * چشم حق‌بين على را ز چه نمدار كشيد گردن همچو بلور شه مردان چو بديد * ثمر زُهد ، تو گوئى به سپيدار كشيد ديد تا اشك ز چشمان على مىريزد * فاطمه دُخت نبى عصمت دادار كشيد يادى از محسن زهرا كه بشُد سقط نمود * خون زهرا به سر تيزى مسمار كشيد نادم از كردهء خود حُر ز خجالت را ديد * در بَر معدن لُطف مخزن الاسرار كشيد خون پاك پسر شير خدا را چون ديد * سنبل زهد و شرف سرور احرار كشيد مُحتشم مرثيه‌خوان نزد رسول ثقلين * از شجاعت ز حُسين سرور و سالار كشيد بر اسيران چو نظر كرد به ويرانهء شام * دختر شير خدا زينب افكار كشيد