پاسخش گفتيد چون بانگى به كرد * چونكه بىشد از پىاش گشتيد طرد
خويتان پست است همچون خوى خوك * عهدتان ، سست است همچون چوب پوك
دينتان باشد دوروئى و نفاق * آبتان همچون لجن در باتلاق
هركه در جمع شما افكنده بار * بر عذاب زشت اعمالش دچار
وانكه گفته ترك اين قوم تباه * آب لطف ايزدى شستش گناه
خاكتان گندهترين انواع خاك * مردمانش مردگانى در مغاك
گرچه نزديكيد بر بالين آب * دور هستيد از سپهر و آفتاب
در دل شهر شما گيرد قرار * نه دهم از فتنههاى روزگار
هركه در شهر است مغلوب گناه * وانكه بيرون است از لطف إله
بالله از هر سوى آيد موج آب * حلقه سازد دور اين شهر خراب
شهر را بلعد به كام خويشتن * راه بيرون شو ندارد هيچ تن
تا فقط گلدستهء مسجد برون * ماند از اين سيلهاى تيره گون
همچو كشتى كه چو پويد باشتاب * سينهاش تنها برون ماند از آب
خطبه چهاردهم
گرچه باشد خاكتان نزديك آب * ز آسمان دوريد و از عدل و صواب
جامتان خاليست از آب خرد * عقلتان را دزد نادانى برد
زين سبب اينك كمانگير بلا * تير خود افكند بر قلب شما
طعمهء لقمهربايان گشتهايد * صيد گرگان بيابان گشتهايد