بانگ تو اللّهُ اكبر يا حُسين * از قيامت اهرمن آمد به تنگ
شد ترا ياور نبردت فاطمه * يا حُسينت گشت روزى رمز جنگ
خون تو آزادگى را مژده داد * شد نگون از حملههايت هر تفنگ
پژواك
خوشا يكدم كه پژواكم تو باشى * تمام حسّ و ادراكم تو باشى
پريشانم مكن اى جان « امّيد » * طبيب سينهى چاكم تو باشى
يك شاخه غزل
در باغ دلم خوشا همه گُل بكنيد * يك شاخه غزل هديه بُلبُل بكنيد
از جمع شما بود مرا يك خواهش * در شهر ادب مرا تحمل بكنيد
هميشه
هميشه عشق تو پيراهنم باد * و زلفانت چو خز بر گردنم باد
« اميدا » امشبم چشم خمارت * به خلوت شمع وقت خفتم باد
تقديم به امام سجاد عليه السّلام ياس
الا اى نازنين شعر و شعورم * به دل قرآن مرا انجيل زبورم
صفا و كعبهام ياس دو زلفت * دو چشمت مردهام سنگ صبورم