تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
بانگ تو اللّهُ اكبر يا حُسين * از قيامت اهرمن آمد به تنگ شد ترا ياور نبردت فاطمه * يا حُسينت گشت روزى رمز جنگ خون تو آزادگى را مژده داد * شد نگون از حمله‌هايت هر تفنگ

پژواك

خوشا يكدم كه پژواكم تو باشى * تمام حسّ و ادراكم تو باشى پريشانم مكن اى جان « امّيد » * طبيب سينه‌ى چاكم تو باشى

يك شاخه غزل

در باغ دلم خوشا همه گُل بكنيد * يك شاخه غزل هديه بُلبُل بكنيد از جمع شما بود مرا يك خواهش * در شهر ادب مرا تحمل بكنيد

هميشه

هميشه عشق تو پيراهنم باد * و زلفانت چو خز بر گردنم باد « اميدا » امشبم چشم خمارت * به خلوت شمع وقت خفتم باد

تقديم به امام سجاد عليه السّلام ياس

الا اى نازنين شعر و شعورم * به دل قرآن مرا انجيل زبورم صفا و كعبه‌ام ياس دو زلفت * دو چشمت مرده‌ام سنگ صبورم