مَبُر با غمزههاى خود زبانم * تمام شب ترا در خواب ديدم
كجا دل مىكند تركِ اميدت * كه مويت را چُنان قُلاب ديدم
نينوا
مىروم آنجا كه نامش نينوا است * تربت آن قبله اهل صفاست
مىروم بويم گُلِ خوش بوى عشق * غيرت سبزينه بينم كوه عشق
مىروم عطشان حسين را بينمش * بوسه از تاج گلو خود چينمش
صد فغان درجا زند در ناى من * چون گُل زهرا به خون شد واى من
مىروم بينم غم لبتشنگان * درد و رنج زينب و كوه فغان
آفرين گويم به زينب صبر او * خم نشد در پيش دشمن قد او
تا وضو سازم كنار علقمه * شد جدا دست قمر چون با قمه
مىروم تا عُقده از دل واكنم * عُقده وا من از غم زهرا كنم
صحرا شده قيامت
در هر طرف كه ره بود سرها بُريده ديدم * خنجر به جاى گُل بود خون را به ديده ديدم
شيون كشيده لشكر با خيل اشك و ناله * آن دم كه كوكب و مَه يك جا خميده ديدم
ديدم ز تيغ و خنجر صحرا شده قيامت * چشم و جمالِ گُل را آخر دريده ديدم
از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود * افغان سراى گُل بود خون در سپيده ديدم
بايد زنم به سينه با درد و ماتم اكنون * در دشت نينوا بس سرها بُريده ديدم