تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
در جلسات انجمن ادبى محيط ، كه به سرپرستى شاعر گرانمايه محمّد على مجاهدى ( پروانه ) تشكيل مىشد ، به شكوفايى شعرش كوشيد . اميد ، شاعرى داراى اعتقادات مذهبى است ، از اين روى شعر را نيز در خدمت دين و نشر مبانى اسلامى به كار گرفته و در مناسبت‌هايى شعر مىسرايد و مدايح و مراثى اوليا و ائمّهء معصومين عليه السّلام از موضوعات شعرى اوست و كمتر شعرى در موضوعات غير مذهبى از او ديده شده است .

پرتو حق

آن شب كه ماه پرده ز مهتاب مىگرفت * شوق سحر ز ديدهء شب خواب مىگرفت تا اشك شوق بستر آرام گسترد * بر ديده راه وحشت و ارعاب مىگرفت ساقى سپيده بود كه در محفل پگاه * سرپوش از سبوى مى ناب مىگرفت در وسعت كوير تب‌آلوده هُرم خاك * سدّ سراب صاعقه را آب مىگرفت درياى عدل قطره‌نشين مىشدى به خاك * طوفان فتنه دامن گرداب مىگرفت حقّ تا به خلق جلوه به آيينگى كند * از روى خويش پردهء اعجاب مىگرفت مىزد على ز غيب قدم جانب شهود * در ذرّه جاى مهر جهانتاب مىگرفت ديوار جاى در ، اگر آغوش مىگشود * جا كنج گنج ، گوهر ناياب مىگرفت بودش مقام قرب تكلّف به « ادخلى » * روح ادب كه جانب آداب مىگرفت در پرتو تجلّى حقّ در حريم قدس * شادى به دل محلّى از اعراب مىگرفت با جلوهء جمال على در كمال حُسن * عكسى خدا ز طلعت خود قاب مىگرفت روح نماز را بكشد قبله تا به بر * ديوار كعبه حالت محراب مىگرفت آن شب به دست خاطره از خرمن « اميد » * مه دسته‌دسته خوشهء مهتاب مىگرفت

غربت درد

اى روشناى چشم تو سيماى آفتاب * عمق بلور اشك تو معناى آفتاب