كنون آثار زير از او طبع و نشر گرديده است : بررسى چهرهء ضحّاك در شاهنامهء فردوسى ؛ زندگى نامهء خيّام ؛ زندگى نامهء خواجه حافظ ؛ زندگى نامهء پروين اعتصامى .
نمونههاى زير از شعر اوست :
چشم يار
چشمم چو به چشم يار افتاد * خورشيد ز اعتبار افتاد
چون شبنم پاك در سحرگاه * مهر از مژهء نگار افتاد
تا چهرهء يار جلوهگر شد * در دل گذر بهار افتاد
گفتم به گل اين طراوت از چيست ؟ * بلبل ز چه بىقرار افتاد ؟
گفتا كه ز پرتوى است كز لطف * بر من ز نگاه يار افتاد
بر ديدهء جان من نشيند * از دست تو گر كه خار افتاد
گلشن شد بسترم چو دوشين * بر خواب مَنَت گذار افتاد
دادى چو « اميد » وصل اى دوست * از چشم من انتظار افتاد
راز قربانى
مىرفت تا در معبد حقّ عشق بازد * رنگين كمانِ خون به قربانگاه سازد
مىرفت تا هر شبنم عشقِ نهانش * صدها چو زمزم را بجوشاند ز جانش
مىرفت تا از قطرهء خون ، پيك سازد * لب را لبالب از گل لبّيك سازد
مىرفت و سر و قامت فرزند مىديد * گلهاى حسرت از رخِ دلبند مىچيد
مىرفت با گامى مقاومتر ز پولاد * تا بفكند بر خاكِ عشق آن سروِ آزاد
مىرفت و غوغايى به قلبِ عاشقش بود * مىسوخت ، امّا سوزشى بىآتش و دود
در دل سخنها داشت با پروردگارش * طوفانِ عشق و غم به هم پيچيده كارش
مىگفت ، يا ربّ ، هديهء تو ، فديهء تو * امّا چهها گويم من از اين هديهء تو ؟
بىبار و بر بودم بهسان تكدرختى * بس سالها ماندم به تنهايى و سختى