تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
كنون آثار زير از او طبع و نشر گرديده است : بررسى چهرهء ضحّاك در شاهنامهء فردوسى ؛ زندگى نامهء خيّام ؛ زندگى نامهء خواجه حافظ ؛ زندگى نامهء پروين اعتصامى . نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

چشم يار

چشمم چو به چشم يار افتاد * خورشيد ز اعتبار افتاد چون شبنم پاك در سحرگاه * مهر از مژهء نگار افتاد تا چهرهء يار جلوه‌گر شد * در دل گذر بهار افتاد گفتم به گل اين طراوت از چيست ؟ * بلبل ز چه بىقرار افتاد ؟ گفتا كه ز پرتوى است كز لطف * بر من ز نگاه يار افتاد بر ديدهء جان من نشيند * از دست تو گر كه خار افتاد گلشن شد بسترم چو دوشين * بر خواب مَنَت گذار افتاد دادى چو « اميد » وصل اى دوست * از چشم من انتظار افتاد

راز قربانى

مىرفت تا در معبد حقّ عشق بازد * رنگين كمانِ خون به قربانگاه سازد مىرفت تا هر شبنم عشقِ نهانش * صدها چو زمزم را بجوشاند ز جانش مىرفت تا از قطرهء خون ، پيك سازد * لب را لبالب از گل لبّيك سازد مىرفت و سر و قامت فرزند مىديد * گل‌هاى حسرت از رخِ دلبند مىچيد مىرفت با گامى مقاوم‌تر ز پولاد * تا بفكند بر خاكِ عشق آن سروِ آزاد مىرفت و غوغايى به قلبِ عاشقش بود * مىسوخت ، امّا سوزشى بىآتش و دود در دل سخن‌ها داشت با پروردگارش * طوفانِ عشق و غم به هم پيچيده كارش مىگفت ، يا ربّ ، هديهء تو ، فديهء تو * امّا چه‌ها گويم من از اين هديهء تو ؟ بىبار و بر بودم به‌سان تك‌درختى * بس سال‌ها ماندم به تنهايى و سختى