كوماسيان كه در شعر « اكبر » تخلّص مىكند ، بيش از پانزده هزار بيت شعر در قالبهاى قصيده و غزل و مثنوى و رباعى و قطعه و ترجيعبند و تركيببند دارد و آثار و تأليفاتى نيز دارد كه هنوز به زيور طبع آراسته نشده ، از آن جمله است : 1 - گلشن خيال ؛ 2 - غزلهاى همگون ؛ 3 - تاريخ اجتماعى و سياسى بيجار گرّوس .
نمونههاى زير از نظم اوست :
جمال حقّ
اى جمال حقّ عيان از روى رخشان شما * خوشتر از فردوس بزم بادهنوشان شما
حورى قصر جنان هستيد يا ز اهل بشر * اهل عالم شد اسير چشم فتّان شما
كيست در شهر ملاحت در كمال دلبرى * تا كه باشد هم عنان و مرد ميدان شما
قصد جان عاشقان داريد با ناز و عتاب * اى بنازم ناوك دلدوز مژگان شما
ليلى نجديد يا عذرا ؟ نمىدانم كهايد * « صيد شيران مىكند آهوى چشمان شما »
در پريشانى بماند وضع چرخ چنبرى * تا پريشان است زلف عنبر افشان شما
روزگارى خواستم بىرنج و غم باشم ولى * مرغ دل افتاده در چاه زنخدان شما
هست « اكبر » بلبلى آشفتهء شورآفرين * از فراق جلوهء گلهاى بستان شما
فراقنامهء دل
به ياد گمشده يارم فغان كنم تا كى ؟ * سرشك ديده دمادم روان كنم تا كى ؟
شب است و نالهء دل از فراق حضرت يار * فغان و نالهء دل را نهان كنم تا كى ؟
خميده قدّ رسايم ز غصّه همچون دال * شكسته قامت خود را كمان كنم تا كى ؟
نسيم صبح ! به يارم بگوى كز غم تو * ز گريه باغ جوانى خزان كنم تا كى ؟
ز فرط عشق و ز سوز فراق و كثرت غم * حديث درد سنان را بيان كنم تا كى ؟
فراقنامهء دل را هميشه مىخوانم * بگو كه نام تو ورد زبان كنم تا كى ؟
بهسان « اكبر » بيدل هماره مىگويم * به ياد گمشده يارم فغان كنم تا كى ؟