تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كوماسيان كه در شعر « اكبر » تخلّص مىكند ، بيش از پانزده هزار بيت شعر در قالب‌هاى قصيده و غزل و مثنوى و رباعى و قطعه و ترجيع‌بند و تركيب‌بند دارد و آثار و تأليفاتى نيز دارد كه هنوز به زيور طبع آراسته نشده ، از آن جمله است : 1 - گلشن خيال ؛ 2 - غزلهاى همگون ؛ 3 - تاريخ اجتماعى و سياسى بيجار گرّوس . نمونه‌هاى زير از نظم اوست :

جمال حقّ

اى جمال حقّ عيان از روى رخشان شما * خوش‌تر از فردوس بزم باده‌نوشان شما حورى قصر جنان هستيد يا ز اهل بشر * اهل عالم شد اسير چشم فتّان شما كيست در شهر ملاحت در كمال دلبرى * تا كه باشد هم عنان و مرد ميدان شما قصد جان عاشقان داريد با ناز و عتاب * اى بنازم ناوك دل‌دوز مژگان شما ليلى نجديد يا عذرا ؟ نمىدانم كه‌ايد * « صيد شيران مىكند آهوى چشمان شما » در پريشانى بماند وضع چرخ چنبرى * تا پريشان است زلف عنبر افشان شما روزگارى خواستم بىرنج و غم باشم ولى * مرغ دل افتاده در چاه زنخدان شما هست « اكبر » بلبلى آشفتهء شورآفرين * از فراق جلوهء گل‌هاى بستان شما

فراق‌نامهء دل

به ياد گمشده يارم فغان كنم تا كى ؟ * سرشك ديده دمادم روان كنم تا كى ؟ شب است و نالهء دل از فراق حضرت يار * فغان و نالهء دل را نهان كنم تا كى ؟ خميده قدّ رسايم ز غصّه همچون دال * شكسته قامت خود را كمان كنم تا كى ؟ نسيم صبح ! به يارم بگوى كز غم تو * ز گريه باغ جوانى خزان كنم تا كى ؟ ز فرط عشق و ز سوز فراق و كثرت غم * حديث درد سنان را بيان كنم تا كى ؟ فراق‌نامهء دل را هميشه مىخوانم * بگو كه نام تو ورد زبان كنم تا كى ؟ به‌سان « اكبر » بيدل هماره مىگويم * به ياد گمشده يارم فغان كنم تا كى ؟