تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦

در انتظار

تقديم به آقا امام زمان ( عج )
امروز همه شاديم ، شاديم كه عيد آمد * خورشيد درخشان شد عالم به نَويد آمد فرخنده بُوَد بر ما اين باغِ پر از غُنچه * مژده به همه ياران چون عيد سعيد آمد * * * كى ديده‌اى ما افتد بر چهره‌ى زيبايت ؟ * آقا به خدا خاليست در بينِ همه جايت جان و دلِ ما گشته لبريز ز عشقِ تو * روى سَرمان بگذار يك‌لحظه قَدمهايت * * * تا چشمِ بَدِ دنيا پُرحيله و نيرنگَست * دل در قفسِ سينه يكپارچه از سنگَست گفتند كه مىآيى تا ظُلم براندازى * اى ياورِ محرومان بىتو دلِ ما تنگَست * * * دير آمدى و ديدى چشم و دلِ ما خون شد * در حسرتِ ديدارت اين درد چه افزون شد از رنج و ستم گوئى وارونه شده دنيا * صبرِ دلِ مُشتاقان همچون دلِ مجنون شد * * * تنها شده‌ام بىتو اى جانِ جهان مهدى * در سينه‌ى عُشّاقت درديست نهان مهدى با اشك صفا داديم هر لحظه دل‌وجان را * تا نامِ قشنگِ توست بر روى زبان مهدى * * * اى برگِ گل نرگس ما همسفرت هستيم * هر لحظه چو پروانه بر گِردِ سَرت هستيم بىتاب توئيم عمرى اى حامى مظلومان * هر جمعه كه مىآيد ما مُنتظرت هستيم

وقت اذان

باز به درگاهِ او دستِ دعا مىبَرم * شكوه‌ى ناگفته را پيش خدا مىبَرم گرمى دستانِ من مُلتهب از عشق اوست * سينه‌ى سوزانِ من پُرتَعب از عشق اوست واى كه تنگ غروب سوى تو پر مىزنم * گوشه‌ى درگاه تو تكيه به در مىزنم