بر او كه دست وفا دادم و جفا ديدم * چه آتشى به دلم زد ، كسى كه يارم بود
فقط به پاسِ دل آزادگى در اين دنيا * يگانه يارِ وفادارِ من سهتارم بود
خدا ، خدا من از آن آشنا چهها ديدم * شكست قلبِ مرا آنكه از تبارم بود
ز بىوفايىِ او از چه شِكوِه سر نَدهم * كه روز و شب همه جا اشك و گريه كارم بود
به باغِ زندگيم چون تگرگ و طوفان زد * هجوم بادِ خزان ، موسم بهارم بود
رسيده پرتو عشقش به گور احساسم * كه لطف خاطرهاش سايهى مزارم بود
چند دوبيتى و رباعى گل محمدى
امشب چه صَلاى سَرمدى مىآيد * با شور و نواى احمدى مىآيد
از باغ نَبُوتش شميمِ صلوات * چون بوى گل محمدى مىآيد
امام زمان ( عج )
ديوانهء تو گشتم و امشب هوائىام * اى واى اگر به ديدنِ عاشق نيائىام
من آن مسافرم كه به شوقِ رسيدنت * در عالمِ وصالِ خودم كربلائىام
زمانه
كجا بردى پناه و ياورم را * كه بگذارم در آغوشش سَرم را
الهى بشكند دستت زمانه * كه از دستم گرفتى مادرم را
نگاه
در سينه پُر از حسرت و آهم كردى * افتاده ز پا چو خاكِ را هم كردى
انگار خدا داد به من دنيا را * آن لحظه كه دزديده نگاهم كردى