تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
بر او كه دست وفا دادم و جفا ديدم * چه آتشى به دلم زد ، كسى كه يارم بود فقط به پاسِ دل آزادگى در اين دنيا * يگانه يارِ وفادارِ من سه‌تارم بود خدا ، خدا من از آن آشنا چه‌ها ديدم * شكست قلبِ مرا آنكه از تبارم بود ز بىوفايىِ او از چه شِكوِه سر نَدهم * كه روز و شب همه جا اشك و گريه كارم بود به باغِ زندگيم چون تگرگ و طوفان زد * هجوم بادِ خزان ، موسم بهارم بود رسيده پرتو عشقش به گور احساسم * كه لطف خاطره‌اش سايه‌ى مزارم بود

چند دوبيتى و رباعى گل محمدى

امشب چه صَلاى سَرمدى مىآيد * با شور و نواى احمدى مىآيد از باغ نَبُوتش شميمِ صلوات * چون بوى گل محمدى مىآيد

امام زمان ( عج )

ديوانهء تو گشتم و امشب هوائىام * اى واى اگر به ديدنِ عاشق نيائىام من آن مسافرم كه به شوقِ رسيدنت * در عالمِ وصالِ خودم كربلائىام

زمانه

كجا بردى پناه و ياورم را * كه بگذارم در آغوشش سَرم را الهى بشكند دستت زمانه * كه از دستم گرفتى مادرم را

نگاه

در سينه پُر از حسرت و آهم كردى * افتاده ز پا چو خاكِ را هم كردى انگار خدا داد به من دنيا را * آن لحظه كه دزديده نگاهم كردى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 339 | سيد محمد باقر برقعى