تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

اى مرگ

تو اى درياى بىپاياب ، اى مرگ ! * ستيغ قلّه‌هاى خواب ، اى مرگ تو اى آب حيات دشت هستى * من لب‌تشنه را درياب ، اى مرگ

سرنوشت

هرگز جدا نبوده‌اى از سرگذشت من * همزاد بوده درد و غمت با سرشت من جان باختن فداى غم يكدگر شدن * اين بود سرنوشت تو و سرنوشت من

شكسته چراغ

در چنين روزگار درد و داغ * موسم مرگ غنچه‌هاى باغ مهربانم بگو چه بايد كرد * با شب تار و اين شكسته چراغ

نيمايى

يك و بىقرار اى ابر سوگوار اينك به من ببار شايد جوانه‌اى زند اين باغ بىبهار .

طرح

خنياگر تگرگ اينك به گوش برگ خواند سرود مرگ

پاييز

اجتماع قاصدكها در ميان باغچه‌ها امروز با سرودى بىصدا آواز مىخوانند شعر اين آواز از غزل‌هاى لطيف شاعر دلتنگ ، پاييز است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 181 | سيد محمد باقر برقعى