تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

احساس ( 1343 )

يد اللّه نورى ، فرزند على ، در سال 1343 هجرى شمسى در شهر تاريخى كرمانشاه چشم به جهان گشود ، تحصيلات ابتدايى و متوسّطه را در زادگاهش به انجام رسانيد . خود مىنويسد : « هم‌اكنون به شغل حسابدارى مشغولم ، شغلى كه با روح آشفته و متلاطم من بسيار بيگانه است ؛ امّا چه مىشود كرد ، غم نان نمىگذارد . »
من خمارم شراب مىخواهم * تلخِ شيرين جواب مىخواهم اى لبت آب زندگانى من * تشنه‌ام تشنه ، آب مىخواهم از حساب و كتاب خسته شدم * بادهء بىحساب مىخواهم
يد اللّه نورى ، كه در شعر « احساس » تخلّص مىكند ، مىگويد : « از روزگار نوجوانى به شعر وابسته و شيفته بودم و روزهاى شيرين را با حافظ و سعدى و مولوى و خيّام سپرى كرده‌ام . از شاعران كلاسيك‌سراى معاصر ، استادان : يد اللّه بهزاد ، شهريار ، دكتر حميدى ، اميرى فيروزكوهى ، سيمين بهبهانى ، پرتو كرمانشاهى و رهى معيّرى را خداوندان شعر امروز مىدانم . » احساس در مورد شعر نو چنين مىگويد : « در شيوه‌اى كه بعد از نيما در شعر وارد شد ، عالىترين سرايندگان را به ترتيب : اخوان ثالث ، نادر نادرپور ، جواد محبّت ، فروغ فرخ‌زاد و احمد شاملو ، مىشناسم . به لطف حافظهء خدادادى خوبى كه دارم ؛ از ايّام نوجوانى قريب به چندين هزار بيت از اشعار اين بزرگان را به حافظه سپرده‌ام ؛